الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )

مقدمهء مترجم 15

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )

آن دانستنىهاى مقدماتى همگانى و متوسط را كه رشد فكرى از آن حاصل مىشود ، و به دانش نهائى كه شناختن آموزندهء اصلى است مىكشاند ، بيهوده از دست داده باشد ، و اكنون كه بايد از عهدهء تكاليف عملى خود برآيد ، آموزندهء اصلى را نشناخته باشد ، تا راه از عهده بر آمدن تكاليف را از او بگيرد در اين وقت كم آيا چه بايد بكند ؟ در صفحهء 684 مىگويد پيمبران كه تعاليم خدائى را از راه مهربانى كردن به مردم برايشان مىآورند ، و از سوى خداوند به آنان مىآموزند ، همان چيزهائى را براى مردم توضيح مىدهند ، كه خود مردم از آن آگاه هستند ، و در صفحهء 686 خواهد آمد كه پيمبران آنچه را خود مردم مىدانسته‌اند كه بايد انجام بدهند ، به آنها يادآورى مىكنند . پس خلاصه اين كه در علم كلام جز تعهدات ذاتى و تكليف عقلى هيچ گفتگوى ديگرى در ميان نيست چيزى كه هست هركسى پيش خود ، چيزى را شايسته مىداند ، كه ديگرى آن را ناشايسته مىشمارد . بسيارى از مردم بدون هيچ مرجح و سببى ، براى خود ، بر ديگران اولويت و برترى مىنگرند ؛ و پاره‌اى زير بار برترىهاى اجتماعى و قبيله و نژادى نمىروند ، يكى شايستگى و عدالت را در اين مىبيند كه لقمهء فراهم شده از دسترنج ديگرى را از گلويش بكشد و خود ببلعد ؛ و ديگرى شايستگى را در اين مىنگرد كه لقمهء گلوى خودش را ، به ديگران بخوراند ، و هر دو كار خودشان را منطبق بر عدالت و شايسته مىدانند . پس آنچه درخور انسان است ، آموختن دانشهائى است كه شايستگى و ناشايستگىها را برايش از هم مجزا كند . سقراط از جمله فلاسفه‌اى بود ، كه علوم نظرى را مردود مىشمرد ، و كسانى را كه براى شناخت عالم ، و ريشه‌هاى تحولات جسمانى كوشش مىكردند و خود را دانشمند مىدانستند ، به باد مسخره مىگرفت و مىگفت دانشى بايد آموخت كه كار خوب و بد را به ما نشان بدهد ، و تكاليف ذاتى و انسانى را برايمان آشكار سازد . پس جويا شدن دانشى ، خصيصه و مقتضاى غريزهء انسان است ، كه متعهد بودنش را به او يادآورى كند ، و شايسته و ناشايسته‌ها را به او بنماياند ، و راه و روش انجام دادن تكاليف ذاتى را به او نشان بدهد . و هر دانشى درى از خودكامگى ، و دست‌رسى يافتن ، به آن را بر روى او بگشايد ، و راه خودكامگى را پيش پا بگذارد ، روش چهارپايان و درندگان زورمند و حيله‌گر را ، به او آموخته است . مولانا جلال الدين رومى در اين باره مىگويد : خرده‌كارىهاى علم هندسه * يا نجوم و علم طب و فلسفه