الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )
مقدمهء مترجم 16
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )
اين همه علم بناى آخر است * كه عماد بود گاو و اشتر است نام كالانعام كرد آن قوم را * زان كه نسبت گو به يقظه نو مرا بنابراين آنچه تاكنون ، انسان را حيوان ناطق تعريف مىكردند ، و قدرت بر تفكر و انديشيدن صرف را مميز ذاتى برايش مىپنداشتند ، تعريفى به خطا بوده است . و بنابر آنچه گفته شد ، بايد انسان را جاندارى متعهد بالذات ، و ملتزم به انجامدادن تكاليف ذاتى ، و محدود در عمل غير خودكامگى معرفى كنند ، زيرا خاصيت و مميز ذاتى او ترك خودكامگى و محدود كردن عمل ، در دايرهء قانون عدل الهى است ، همچنان كه خالق انسان به عدل ترك خودكامگى گفته است و عملش را در محدودهء قانون عدالت ، كه خودش واضع آن است ، و بلكه ماهيت اين قانون غيرقابل وضع و بىنياز از آن است ، منحصر گردانيده است . و محدوديت عمل و ترك لجامگسيختگى ، سنت خداوندى است . و چون ، چنان كه گفته شد تشخيص انسانها نسبت به شايستگى ، و ناشايستگى كارها ، گوناگون و متفاوت است ، و هركسى كارى را شايسته مىداند كه ديگرى به چشم ناشايستگى بدان مىنگرد ، پيروان وحى و نبوت ، به اين پى بردند ، كه انسان بالذات ، در اين تشخيص خطاكار است ؛ و بنابراين بايد آموزندهاى را يافت ، كه از نوع انسان نباشد ، و در شناخت تكليف ، و آموزندگى آن ، خطا نكند . اينجا است ، كه درصدد جستجو از وجود خداوند دانا و بينا و درستكار مهربان برآمد ، تا براى راه بردن به تكاليف ذاتى ، و به منزل رساندن بار سنگين تكليف ، از او يارى بگيرد و راهنمائى حاصل كند . بنابراين هيچگاه ، انسان مترقى ، براى رفاه زندگى ، به جستجو از خداوند نپرداخته است ؛ زيرا راه رسيدن به رفاه زندگى را از تجربههاى همنوعان خود ، مىتواند بياموزد ، و آن چيزى كه همنوعانش را مانند خودش ، در آن نابينا و از پى بردن به آن ، ناتوان مىبيند ، راه از عهده برآمدن تكليف و گريختن از ناشايستگىهاى ذاتى است ، و اين بزرگترين نيازمندىهاى انسان مترقى و متعالى است . زيرا رفاه زندگى حقيقى انسانى ، و آسودگى خاطرش ، به از عهده برآمدن تكليف ، حاصل مىشود . همين هدف اصلى است كه انسان را نيازمند به وجود پيمبران گردانيد ؛ زيرا آنانند كه حامل پيام خداوند ، براى اين راهنمائى بزرگ هستند ؛ و يگانه وسيله براى روشن كردن چراغ عقل ، و ديدن راه از عهده برآمدن تكاليف ذاتى ، و شناختن شايستگى و ناشايستگىها ، همان پيام خداوندى است ، كه پيمبران ، آن را به مردم مىرسانند .