الشريف المرتضى ( مترجم : رحيمى )

42

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى )

كه « بياض وجهه » « 1 » نگفته است . و كثيّر مىگويد : أسيئي بنا أو أحسني لا ملومة * لدينا و لا مقليّة إن تقلّت « 2 » كه لحن در آغاز خطاب و در ادامهء ترك آن و التفات به غايب مىباشد . ديگرى نيز گفته است : فدى لك ناقتي و جميع أهلي * و مالي إنّه منه أتاني « 3 » كه « منك اتانى » [ به صورت مخاطب ] نگفته است . و اگر سؤال شود چرا از كسى كه نامى از وى برده نشده است به ضمير ( كنايه ) سخن گفته مىشود مىگوييم : اين مسئله ناممكن و ممتنع [ نادر ] نيست . خداوند متعال مىفرمايد : حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ « 4 » در حالى كه ذكرى از شمس ( خورشيد ) برآن مقدم نشده است . شاعر نيز گفته است : لعمرك ما يغني الثّراء عن الفتى * إذا حشرجت يوما و ضاق بى الصّدر « 5 » كه بدون مقام شدن « نفس » [ جان ] ، ضميرى براى آن آورده شده است . نمونه‌هاى مؤيد اين معنى فراوانند ضمن آن‌كه نام فرزندان آدم ( ع ) پيش از آيهء مزبور آمده است . و در آيهء هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ « 6 » از همهء فرزندان آدم عليه السّلام ياد شده است . در جاى ديگر نيز از ايشان ياد شده مىفرمايد : فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً . در اينجا اگرچه لفظ مفرد است ، اما مقصود جنس فرزند مىباشد . و اگر دو مذكور ، مقدم بوده ، به دنبال آن امرى بيايد كه قابل انتساب به يكى از دو نباشد ، لازم است به مذكورى كه مىتواند مأمور و موضوع قرار گيرد ، حمل شود . و شرك شايستهء آدم عليه السّلام نيست . بنابراين بايد آن را از وى نفى كنيم . ضمن آن‌كه اين وصف ، مناسب فرزندان كافر و نسل او مىباشد و بايد آن را مربوط به ايشان بدانيم .

--> ( 1 ) - يعنى بنا به سياق جمله بايد از ضمير غايب استفاده مىكرد . امّا التفات كرده ، ضمير مخاطب را به كار برده است . ( 2 ) - به ما بدى كن يا احسان نما ، در هر حال تو مورد ملامت و دشمنى نيستى ، اگرچه دشمنى كند ( دشمنى كنى ) . ( 3 ) - شتر ، همهء خانواده و ثروتم فداى تو باد كه همگى از جانب او ( تو ) به من رسيده است . ( 4 ) - ص ( 38 ) آيهء 32 . تا آن‌كه در حجاب ( پرده ) پنهان شد . ( 5 ) - به جان تو سوگند كه ثروت و غنا شخص را بىنياز نمىكند آن‌گاه كه روزى [ جان ] از بدن خارج شده ، سينه بر او تنگى كند . ( 6 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 189 . خدايى كه شما را از يك نفس بيافريد .