محمد رضا حكيمى
33
مير حامد حسين ( فارسى )
حكومت كند و ماده در پرتو آن قرار گيرد ، اما آنان حكومت را به ماده دادند و معنويت را قربانى كردند . و روشن است كه چون ماده حاكم شد ، معنويت محكوم است . و اگر به ظاهر اندكى هم حاكم باشد ، در استخدام قدرتهاى غير معنوى خواهد بود ، و در استخدام ماده . و اين آن مقصودى نبود كه آورندهء شعار « قولوا : لا إله الا اللّه تفلحوا » داشت . اگر نه چنين است ، و راستى آنان ناشر دانش بودند ، و به اين دليل همواره مجالس خلفا از عالمان و فقيهان پر بود ، و مقصود آنان از اين كار ، نشر علم و آگاهى در ميان امت بود ، چرا جلو نشر معارف و علوم آل محمد « ص » را مىگرفتند ؟ چرا بزرگترين عالمان و دانايان را همواره در زندانها نگاه مىداشتند ؟ و چرا به انديشهء همان دانشمندان در خدمت خودشان كمك نمىكردند ؟ و با اينكه گاه دانشمندانى به محدود كردن برخى مذاهب نظر مىدادند ، خلفا با گرفتن مال انبوه از عمل به آن فتوى سرباز مىزدند . چنان كه در مورد رأى ابو سعيد اصطخرى ، محتسب بغداد ، دربارهء صابئين چنين شد [ 1 ] . پس اينها نبود . بلكه مقاصد ديگرى در كار بود ، كه گاه براى رعايت آن مقاصد ، همين خلفاى اسلام و جانشينان پيامبر و به اصطلاح امير المؤمنينها ! حتى به مذاهب بس دور افتاده و مسالك مرموز ، همه گونه استقلال اجتماعى مىدادند [ 2 ] ، ليكن به
--> [ 1 ] . « الحضارة . . . » ، ج 1 / 65 . [ 2 ] . « الحضارة . . . » ، ج 1 / 57 .