محمد رضا حكيمى

23

مير حامد حسين ( فارسى )

اكنون نيز بيدارند ، و بيدارى شناس ، و بيدارگر . . . 4 - قدرتها و دولتها با يك توجه كلى ، به مسائل و احوالى كه در سه قرن نخستين اسلام گذشت ، و سياستهاى انحرافى كه پديد آمد ، و موجب پديد آمدن مكتبها و مسلكها و مذهبهاى انحرافى شد ، به خوبى مىفهميم كه عوامل پديد آورندهء چگونگيهاى سدهء چهارم چگونه در سده‌هاى پيشين شكل مىگرفته است ، هم در جنبه‌هاى سياسى ، و هم در جنبه‌هاى علمى ، و هم اجتماعى . در اينجا بايد ، اندكى بيشتر ، با چگونگيهاى سياسى قرن چهارم آشنايى پيدا كنيم ، و ببينيم كه چه قدرتها و دولتهاى گوناگونى پديد آمدند : در سدهء چهارم ، امپراتورى اسلام دچار انشعاب و انقسام گشت ، و دولتهاى كوچكى در هر سو سر برداشتند . در حدود سال 324 ه ( 1350 - م ) اين انقسام و تجزيه كاملا وجود يافت . هر رئيسى بر بخشى دست يافته بود و خود كامه حكم مىراند . دولتهاى كوچك همه از يكديگر جدا بودند و هر يك سر استقلال داشتند . فارس و رى و اصفهان و جبل در دست بويهيان بود . كرمان در دست محمد بن الياس بود . موصل و ديار ربيعه و ديار بكر و ديار مضر در دست حمدانيان بود . مصر و شام از آن محمد بن طغج ، و مغرب و افريقا از آن فاطميان ، و اندلس از آن