السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : خاكرند )
24
نمونه هاى ايثار 4 - حضرت مسلم ( ع ) ( فارسى )
را مبنى بر ادامه مبارزه گرفته بود و در طول شب به عبادت و رازونياز مشغول گرديد و از سرچشمه عشق به خدا سيراب شد تا به اوج اشتياق ديدار با خدا نايل آيد . گفته مىشود كه زمانيكه پلكهاى دو چشم او گرم شد و روى هم رفت ، در خواب عمويش امام على عليه السلام را ديد كه به وى گفت : اى برادر زاده ! تو امشب ميهمان ما خواهى بود . و زمانيكه از خواب بيدار شد ، مجدداً به عبادت ادامه داد و پس از نماز صبح ، صداى سم اسبان دشمن را شنيد . و امّا طوعه از مژدگانى مزدوران چشم پوشى نمود و در فكر و انديشه ميهمان بزرگ خود بود و براى اطمينان از سلامتى او بارها به اتاق مسلم سرمىكشيد . فرزند طوعه پس از گذشت پاسى از شب به خانه بازگشت و در آرزوى دريافت جايزه امير بود ولى نمىدانست چه كسى محل اختفاى مسلم را به وى اطلاع مىدهد . پس از رسيدن به خانه اوضاع را غيرعادى ديد ، مادر كه بارها به آن اتاق سركشى مىكرد ، كنجكاوى پسر را برانگيخت ، از مادر سؤال كرد آيا ميهمان داريم ؟ مادر مجبور گرديد پناه يافتن مسلم را به اطلاع او برساند . مادر از پسرش قول و تعهد گرفت تا كسى را از اين ماجرا خبر ندهد ! ولى هواى نفس و طمع به دريافت پاداش ، وسوسهاى در جان و دل فرزند متمرد ايجاد كرده بود . او هنگام نماز صبح ، از فرصت استفاده كرد و به مقر