السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : خاكرند )

25

نمونه هاى ايثار 4 - حضرت مسلم ( ع ) ( فارسى )

فرماندهى نظامى كوفه رفته خبر اختفاى مسلم را به عبدالرحمن بن محمد اشعث گزارش داد ، عبدالرحمن نزد پدر خود كه يكى از مزدوران نظام بنىاميه بود و در آن هنگام در مجلس ابن زياد حضور داشت رفت و خبر يافتن مسلم را به وى اطلاع داد ، ابن زياد كه به نجواى آن دو پى برده بود موضوع را از اشعث جويا شد ، پس از آن ابن زياد دستور داد كه فوراً او را دستگير و نزد وى بياورند . طوعه از شنيدن صداى سمّ اسبان كه به خانه وى نزديك مىشدند به هراس آمده و بسوى مسلم شتافته و به ايشان گفت : گروه سربازان امير پيش مىتازند . ولى مسلم با آرامش زياد گفت : نگران نباش ، جنگ افزارهايم را آماده كن ، و در چند لحظه مسلم از يك عابد شب به شير روز مبدل گرديد ، در اين هنگام سواران وارد خانه طوعه شدند . ابن زياد به محمد بن اشعث مأموريت داد كه مسلم را دستگير كنند و يك دسته نظامى را با وى همراه كرد ، زيرا تصور مىكرد كه مأموريت بسيار آسان خواهد بود . مأموران بنىاميه مىپنداشتند مسلم كه در خانه پيرزن پناه گرفته ، سعى دارد پس از رسيدن سربازان ، از كوفه فرار كند و از آنجا كه وى در روزهاى گذشته به دليل محاصره دارالاماره خسته شده و از لحاظ نظامى موفقيتى نداشته است ، از لحاظ روانى نيز شكست خورده است و تمامى شرايط تسليم شدن مسلم فراهم