السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شوشترى زاده )

18

نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى )

اولياء خدا ، بسوى مراتب والاى الهى بر يكديگر پيشى مىگيرند . و اين گونه امام فرزندش را به جامى كه از دست پدربزرگش ، قبل از غروب آفتاب بنوشد - كه همان شهادت است - مژده مىدهد . به شرابى مژده مىدهد كه درآن سيراب شدن دائمى و هميشگى است . و اينچنين قهرمان جنگ ، از فرمانده‌اش ارادهء استوارى را به ارمغان گرفت و با قلبى مطمئن و روحى مملو از يقين به كارزار باز گشت . و در حالى كه رجز مىخواند ، گفت : پد يدارگرديد جوش نبرد * عيان گشت دنبال آن قدر مرد به حق خدا رب عرش ، از شما * نگرديم تا جنگ باشد ، جدا « 1 » و به جنگ ادامه داد تا شمار كشته شدگان به دويست رسيد . « 2 » على اكبر به سوى شهادت رهسپار بود لذا جان بركف وباشجاعت بىنظيرى مىجنگيد . و بالاخره يكى از دشمنان به نام منقذ بن مرهء عبدى ( يا مرة بن منقذ ) توانست او را غافلگير ساخته وضربه اى بر سرش فرود آورد . دشمنان

--> ( 1 ) - / الحرب قد بانت لها الحقائق * وظهرت من بعدها مصادق واللَّه رب العرش لا نفارق * جموعكم او تغمد البوارق ( 2 ) - / همان ، ص 43 .