السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شوشترى زاده )
3
نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى )
اكبر مؤدبانه گفتار پدر راشنيد و گفت : پدر ! آيابر حق نيستيم ؟ گفت : بله . پسرم ! قسم به كسى كه بازگشت بندگان به سوى اوست ، مابر حقّيم . گفت : پس از مرگ نمىهراسيم ، خواه مابه سوى مرگ رويم يا آن به سوى ما بشتابد . « 1 » انتظار چنين سخنى از سلالهء رسالت و نواده امير مؤمنان على عليه السلام مىرفت ، همانگونه كه اين سخن ارمغانى گرانبها براى پدر بود كه فرزندش در برابر رنجها و كوشش او در تربيتش تقديم مىنمود . اين سخن ، پژواك نداى حسين عليه السلام بود همان نداى الهى كه على از به دو تولد باآن خو گرفته بود . نداى حق ، نداى ايمان به خدا و كفر به طاغوت و تسليم در برابر وحى نه در برابر هوى و هوس ، و نداى محبّت حق و نه دوستى مصلحتها . اين سخن ، آيينهاى بود نمايانگر روح ايمانى نوادهء رسول خدا ، فرزند زهرا و تربيت شدهء امير مؤمنين . همان روحى كه از آغاز ولادت على اكبر ، دربيدارى او نقش اصلى را داشت . زندگى انسان از سيره و رسالت او شكل گرفته است . سيرت انسان در طول زندگى او و به همراه او امتداد دارد ، اما رسالت انسان در جايگاههاى معدودى از زندگانى او تجلّى مىيابد . و رسالت انسان ، چكيده سيرت اوست . و از آنجاكه
--> ( 1 ) - / بحار الانوار ، ج 44 ، ص 367 .