السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شوشترى زاده )
2
نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى )
رهبران مخلص مسلمانان نيزتأييد نمودند . آفتاب ظهر ، در روز هاى بهار و در آن راه بيابانى ، از شدت گرما افروخته مىشد ، و سختى حوادث از چهرهء شريف امام حسين عليه السلام آشكار بود و فزونى موهاى سپيد ايشان برآن گواهى مىداد . حركت سريع در آن راه دشوار انسان را خسته مىكند و طبيعى بود كه امام بر فراز اسب . به خواب رود . . . . ناگهان از خواب بيدار شد ، درحاليكه مىگفت : انا للَّهو انا اليه راجعون . . . فرزند و همراهش على اكبر نزديك اوبود و پدر رامىنگريست . شايد حفاظت از اورابه عهده داشت ، همانگونه كه عباس عليه السلام كاروان زنان رانگهبانى مىكرد . پس شتبان ازاو پرسيد : پدر ! از چه استرجاع كردى ؟ امام كه ايمان على اكبر و عمق آن را مىدانست و مىدانست كه فرزندش به امامت و عصمت او و حقيقت روياى او اعتقاد دارد ، به او گفت : در خواب منادى را ديدم كه مىگفت : اين قوم مىروند و مرگ نيز درپى آنها روان است . پس اين كوچ - در واقع - به سوى كوفه و به جهت برپايى حكومت اسلامى در آن نبود ، و هدف از آن نابودى طاغوت ( يزيد ) و حزب اموى نيز نبود ، اگر چه مردم و بسيارى از همراهان كاروان حسين عليه السلام اين گونه مىپندا شتند . هرگز . . اين سفر شهادت بود . سفر مرگ كه درپى همه كاروانيان بود . على