السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )
20
نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )
برادر بزرگترشان خموشى گزيدند و عباس به احترام امامش ساكت بود و حسين عليه السلام حجت خدا بود بر اينان . شمر باز ندا در داد و ابوالفضل باز ساكت ماند و جوابش نگفت تا حسين عليه السلام گفتشان : « جوابش دهيد هرچند كه بدكار است . » ( به شمر ) گفتند : « كارت چيست ؟ چه مىخواهى ؟ » گفت : « خواهرزادهها شما در امانيد . خود را با حسين به كشتن نيندازيد و پاىبند اطاعت اميرمؤمنان يزيد شويد . » عباس عليه السلام گفتش : « نفرين خدا بر تو و بر امان تو . امانمان مىدهى و زادهء پيامبر خدا را امانى نيست ؛ و فرمانمان مىدهى كه گوش به فرمان نفرينشدگان و فرزندان نفرينشدگان بسپاريم ؟ » « 1 » شمر دژم بازگشت . به يقين عباس بنگريد همان يقينى كه امام صادق عليه السلام به آن مىستايدش ؛ آنجا كه مىگويد : « عمويمان عباس بن على تيزبين بود و سختايمان . همراه اباعبداللَّه جنگيد و آزموده شد به خوشآزمونى و شهيد درگذشت . » « 2 » عباس مىدانست كه زمان بهتندى مىگذرد و زندگى بر هيچ كسى هماره نمىماند و تنها براى مرگ آفريده شدهاند ، پس چرا
--> ( 1 ) ) همان ، ص 193 به نقل از كتاب تذكرة الخواص ص 142 و كتاب اعلام الورى ص 120 ( 2 ) ) همان ، ص 208