السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )
21
نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )
از شهادت دورشان كند و حال آنكه [ مرگ ] برترين نشان [ ( مدال ) ] است و حسين عليه السلام گفت : « و گر تنها براى مرگ باليدهاند پس مرد را خوشتر كه در راه خداى كشتهء شمشير بود . » « 1 » و چنين بود كه چون پا به رود نهاد و كفى آب برگرفت سخنى مىگفت زيبا و سترگ : « خداى را كه اين نه مرام من است و نه كردار درستيقينان . » « 2 » برترينِ آنچه در عباس عليه السلام بود يقينش [ از صفات ديگر ] بود ، و اين همان است كه در زيارتش كه - گر خداى خواهد - در فصل بعد به آن مىپردازم مىخوانيم ، ديدگان عباس از سالهاى خردى به حقيقت توحيد گشوده شد و از همين رو است كه مىيابيش كه پدرش سرور عارفان اميرمؤمنان عليه السلام او را در دامن مباركش نشانده است و او كودكى است . مىگويدش : « بگو يك » ، مىگويد : « يك . » مىگويدش : « بگو دو » پرهيز مىكند و مىگويد : « شرم مىكنم با زبانى كه با آن يك گفتم دو بگويم . » « 3 » آرى . . . . قلبش كه به يگانگى پروردگار گشاده شد ، چون
--> ( 1 ) ) وان تكن الابدان للموت انشأت * فقتل امرء بالسيف في اللَّه افضل ( 2 ) ) واللَّه ما هذا فعال دينى * و لا فعال صادق اليقين ( 3 ) ) همان ، ص 168 به نقل از مستدرك الوسائل ج 3 ص 815