السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )
14
نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )
ام البنين باز از بشر همان خواست : « اى بشر ! از حسين خبرم بده . » بشرگفتش : « خداى در مصيبت فرزندت عباس صبرت دهاد . » به رغم مهر سترگى كه امالبنين در دلش به فرزند ارشدش ابوالفضل عباس مىپرورد ، آنگاه كه بشر از كشته شدن عباس خبرش داد باز از حسين پرسيد و گفت : « اى بشر ! از سرورم و مولايم حسين خبر بده . » و بشر گفت : « اى فاطمه ! خداى در مصيبت حسين صبرت دهاد . » اين زمان بود كه چهرهاش خراشيد و بر صورت كوفت و بانگ زد : « واويلا و واحسينا . » اين زن چون هر زن مؤمنى پسرانش را بسى دوست مىداشت اما خدا و امامش حسين عليه السلام را بيشتر دوست مىداشت و همين بود كه فرزندانش را فداى او كرد . اين مادر و آن پدر باهم عباس را از زمان خردى « 1 » پروردند تا حقِّ مسئوليتش را كه دفاع از حسين عليه السلام بود دريابد . چون واقعهء طف مقدر بود و در بيت رسالت دانسته ، پس ناچار امالبنين هم از آنان بود كه چيزى از آن مىدانستند . مىدانست كه عباس نخستين ياور حسين خواهد بود و نشانه هايى « 2 » كز دور پديد مىشدند او را به اين رهنمون مى شد و اين
--> ( 1 ) ) منذ نعومة اظفاره يعنى از زمان نرمى ناخنهايش ، چون در فارسى مصطلح نبوداز خردى به جايش نهاده شد . م . ( 2 ) ارهاصات يعنى كارهاى غريبى كه از كودكى سر مىزند و نشان مىدهد كه بعدهافرد بزرگى خواهد شد . م .