السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )
15
نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )
زنِ حكيمِ شجاع فرزندانش را آمادهء آن [ واقعه ] مىكرد . از همين دست است آنچه بعضى ياد كردهاند كه امالبنين روزى ديد اميرمؤمنان عليه السلام نشسته و ابوالفضل عليه السلام را به دامن خود نهاده و دستانش را بالازده و مىبوسد و مىگريد ، تعجب كرد و از همسرش - امام - دليل گريهاش را پرسيد . گفتش اين دستها در راه حسين عليه السلام قطع خواهند شد . [ امالبنين ] گريست بعد [ امام ] به جايگاه فرزندش به نزد خداى مژدهاش داد كه خداى به جاى دستانش او را دو بال خواهد داد تا به آنها در بهشت بپرد ؛ چونان كه با عمويش جعفر چنين كرد - پس جانِ [ ام البنين ] آرام يافت . و پارهاى ، تصاويرى پراكنده باز گفتهاند كه دلبستگى عباس به حسين عليه السلام را بهكمال [ باز مىگويد ] ؛ او از زمان كودكى زود آنچه برادرش مىخواست فراهم مىكرد . چون حسين عليه السلام را تشنگى در مىگرفت عباس سوى جام آب مىدويد و مىآورد و به دو مىدادش . و در طول زندگانيش برادرش را « برادر » نخواند . چرا ؟ مگر عباس فرزند اميرمؤمنان و دلاورى شجاع نبود ؟ پس از چه برادرش را برادر نمىخواند ؟ زيرا كه عباس مىدانست حسين پسر دختر پيامبر خدا است ؛ پسر فاطمه است - و تو چه دانى كه فاطمه چيست ؟ - و بر او و جهانيان حجت خداى است و زادهء پيامبر است و سرور جوانان اهل بهشت . از اين رو جز به احترام بسيار صدايش نزد ؛ مىگفت