الشيخ حسين المظاهري
54
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
ارزش اضافى در اين موارد صدق نمىكند . آرى ماركس اينجا و آنجا بارها عقبنشينى كرده اعتراف مىكند قانون ارزش و قانون ارزش اضافى او كليّت ندارد و در بسيارى موارد صدق نمىكند ، و عذر او هم فقط استثناء در قانون است كه گويا حربهى برندهيى براى ايشان بوده است ! ولى بايد گفت مطلب از همان قرار است كه خداوند متعال دربارهى هممسلكان اويهودفرموده : « يخربون بيوتهم بايديهم و ايدى المؤمنين فاعتبروا يا اولى الابصار » « 1 » ( خانهى خود را به دست خود و به دست مؤمنان خراب مىكنند ، عبرت بگيريد اى خردمندان ) . ماركس مىداند كه قانون ارزش و قانون ارزش اضافى كليّت ندارد و نمىتوان نتيجهيى كه دلخواه اوست از آن بدست آورد ، و اين موضوع در برخى موارد به قدرى روشن است كه مجبور مىشود اقرار نمايد گفتهى او صحيح نيست و ناچار عذر بدتر از گناه مىآورد و غلط را به غلطى ديگر توجيه مىكند . آرى اين سرنوشت هر جاهطلب و سركشى است كه توجيهگر شود ، خداى متعال در بسيارى آيات قرآن به حالات اينگونه افراد اشاره مىفرمايد : « و كان الانسان اكثر شىء جدلا » « 2 » توجيهگرتر از هرچيز ، انسان است . « و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوا » « 3 » منكر اسلام روشن شدند در حالى كه به آن يقين داشتند ، زيرا سركشى و جاهطلبى بر آنان حكمفرما بود . شگفتانگيز است كه ماركس بارها عقبنشينى مىكند ، امّا چند سطر از اعتراف او به ناتمامى گفتارش نمىگذرد كه باز همان روش را دنبال مىكند چنان كه گويى اصلا با اشكالى روبرو نشده است . در اينجا لازم مىدانيم نكتهيى را به نسل جوان يادآور شويم هرچند
--> ( 1 ) - سورهى حشر آيهى 2 ( 2 ) - سورهى كهف آيهى 54 ( 3 ) - سورهى نمل آيهى 14