الشيخ حسين المظاهري

14

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

از آن ارزش‌نما است نه ارزش واقعى . اگر اغراض و اعتبارات بدست نا اهلان بيفتد ارزش ناشى از آنها ارزش نيست ، بدبختى و فلاكت و ورشكستگى است ، و چون سرابى كاذب است كه تشنه آن را آب مىپندارد ! به همين جهت اسلام براى آنچه مضّر به حال جامعه است ارزشى قائل نيست و عرضه و تقاضائى را كه خردمندانه نباشد منشأ ارزش نمىداند و اغراض و دواعى و اعتباراتى كه براى جامعه زيان‌آور است امضا نكرده است . از نظر اسلام ، شراب ، آلات قمار ، آلات موسيقى و غنا و . . . چون براى جامعه زيانبخش است ماليت ندارد ، ارزش ندارد ، هرچند مردم آنها را مال و مفيد بدانند . اسلام پاداشى براى كار مضرّ قائل نيست . و چنين كارى را علّت و منشأ براى ارزش نمىداند ، فتنه ، توطئه ، جاسوسى ، ساختن آلات قمار و برخى اشياء لوكس ، ساختن شراب ، كار بر روى هرچه براى جامعه زيان‌آور است از نظر اسلام پاداش ندارد و ارزشى براى آن اعتبار نفرموده است . اسلام عرضه و تقاضا را موجب ارزش مىداند و خريد و فروش چيزى كه ماليت ندارد و كارى هم روى آن نشده ولى داعى عقلاء و تقاضاى عقلائى در آن هست ، جايز مىشمارد ، يعني ارزش دارد و مىشود بازاء آن پول دارد . و به قول فقهاء « اكل مال به باطل نيست » ، ولى اگر تقاضا تقاضاى كاذب باشد اسلام بشدّت آن را تقبيح كرده و با آن مخالف است ؛ تقاضاهاى تجمّل‌پرستى را اسلام تبذير مىداند و قرآن مىفرمايد : « انّ المبذّرين كانوا اخوان الشّياطين » « 1 » ( تبذيركنندگان برادران شياطينند ) ، تقاضاهاى تجمل پرستى نه تنها مورد امضاء اسلام نيست بلكه آن را كارى شيطانى مىداند . تقاضاهاى مربوط به عيّاشى را اسلام جايز نشمرده و آن را موجب هلاكت ملّتها مىداند : « و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا متر فيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمّرناها تدميرا » « 2 » ( چون هلاك قومى را اراده مىكنيم عياشان و خوشگذرانان آنجا را وا مىداريم تا به فسق و گناه بپردازند و

--> ( 1 ) - سوره‌ى اسراء آيه 27 ( 2 ) - سوره‌ى اسراء آيه‌ى 16