الشيخ حسين المظاهري
73
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
بسيار است مثل « توريه » كه علماى اخلاق به تفصيل از آن سخن گفتهاند . و يا مثلا در مورد « طهارت » فقهاء فرمودهاند كسىكه قصد روزهى واجب دارد و غسل واجب بر ذمّهى اوست و نمىتواند غسل كند ، صبر نمايد تا آخر وقت كه تيمّم بر او واجب مىشود تيمّم كند . و يا خمس و زكاتى بر ذمّهى كسى است و فعلا فقير شده و قدرت بر پرداخت آن را ندارد ، فقيرى كه بايد خمس و زكات را دريافت دارد مىتواند بوسيلهيى ذمّهى او را برى سازد . و يا در مورد حج نقل كردهاند كه فقيه بزرگوار مؤلف كتاب جواهر ، چون براى كار مهمّى كه در نظر داشته يعنى تأليف كتاب جواهر ، فرصت مسافرت براى حج نداشت نذر كرد كه در ايّام حج در عتبات باشد . و يا در باب وصيّت كسى وارث خود را شخص صالح و درستى نمىداند و مايل نيست اموالش به او برسد همهى اموال خود را وقف مىكند . و يا خيرخواهى براى جلوگيرى از فساد ، مردى را بوسيلهيى از ازدواج با يك زن مفسده محروم مىسازد . و يا در يك ضرورت ، ربا را با ضميمه و نظاير آن ( كه بعدا انشاء الله مفصّلا بحثش مىآيد ) حلال مىكند و حكم ربا را بكلّى از راه سالبه بانتفاء موضوع از بين مىبرد ؛ و نظاير اين فروع در فقه اسلام بسيار ديده مىشود و ما بعدا بخواست خداى متعال اثبات مىكنيم كه تقلّب در قانون در اسلام نيست و آنچه در اسلام امضاء شده چارهجوئى و فرار از مخمصه و مضيقه است . 2 - حيلهگاهى با انتفاء موضوع ، حكم و قانون را از فعليت مىاندازد ( سالبه بانتفاء موضوع ) . مثل محروم ساختن مرد را از ازدواج با زنى بواسطهى مقاربت فرزند آن مرد با آن زن .