الشيخ حسين المظاهري

5

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

خلاصه آنكه از متون اسلامى مىيابيم شارع مقدس اسلام نخواسته است سودى جز از طريق كار و عمل به كسى برسد ، و اگر هبه ( بخشش ) و جائزه وارث و امثال اينها را امضا كرده است برگشت اينها به استثمار فرد از فرد نيست ، و آنچه ما در صدد بيان آن هستيم اين است كه اسلام استثمار فرد از فرد را جائز نمىداند و كسى بدون عمل حق ندارد از كسى سودى ببرد ( و معاملاتى از اين قبيل مانند رباخوارى و نظائر آن جائز نيست ) . ولى اگر قانون ارث امضا شده است و يا جائز است كه كسى به كسى جايزه‌يى بدهد يا هديه‌يى براى كسى بفرستد ؛ هيچيك از اينها استثمار نيست ، بلكه تشويق ، جلب محبت و دوستى و پرورش ذوق و استعداد و فعاليت فرد است و قبلا در قانون ارث در مورد آن سخن گفتيم . اسلام كار را بطور مطلق از مبادى مالكيت ندانسته است ، بلكه لازم مىداند كار در خدمت جامعه باشد ، و قرآن كريم كارى را كه مضرّ براى جامعه باشد يا مفيد براى جامعه نباشد حرام مىداند و بهره‌يى كه از آن بدست آيد حرام رباخوارى و به تعبير قرآن « اكل مال به باطل » است : « و لا تأكلوا اموالكم بينكم بالباطل الّا ان تكون تجارة عن تراض » « 1 » ( اموالتان را در ميان خود به باطل مخوريد جز آنكه به صورت تجارت با رضايت طرفين باشد ) . آشكار است كه تجارت بعنوان مثال ذكر شده است و معناى آيه‌ى شريفه اين است : هركارى كه مفى براى جامعه باشد مثل تجارت با رضايت طرفين ، بهره بردن از آن كار صحيح است ، و هركارى كه براى جامعه سودمند نباشد بهره‌ى آن حرام و اكل مال به باطل است .

--> ( 1 ) - سوره‌ى نساءايه‌ى 33