الشيخ حسين المظاهري
13
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
به آن ندارد و زمين بدون استفاده مانده است ؛ از برخى روايات استفاده مىشود كه حاكم اسلامى به صاحبان چنين زمينهايى سه سال مهلت مىدهد و اگر در اين مدّت آباد نكردند زمين را به ديگرى واگذار مىكند . « 1 » برخى از فقها نيز فتوى دادهاند كه بدون اجازهى حاكم اسلامى هم مىتوان در چنين زمينهايى تصرّف و آن را اباد نمود ، ولى ظاهرا اين موضوع دليلى ندارد علاوه بر اين چنين احكامى را بدست غير حاكم سپردن موجب هرجومرج است ، و چون روايت فوق از نظر سند ضعيف است بايد گفت حكم چنين زمينهايى در دست حاكم است و حاكم مىتواند از مالك بگيرد يا در دست او باقى بگذارد . اگر اين روايات هم نبود ، و يا كسى در دلالت اين روايات خدشهيى وارد سازد ، باز مسلّم است كه حاكم شرع حق اينگونه تصرّفات را دارد ؛ البته اگر مالك زمين استفادهى ديگرى از آن مىنمايد و يا تصميم بر مرمّت و بازسازى آن دارد از بحث ما خارج است مگر آنكه مصلحت اجتماعى مهمترى در ميان باشد بر اينكه لازم است آباد شود . 4 - زمينهايى كه اعراض از آنها ثابت نشده ولى صاحب معروف و شناخته شدهيى هم ندارد ؛ اين نوع زمينها جزو اموال مجهول المالك به حساب مىآيد و حق تصرف در آنها با حكومت اسلامى است . از برخى روايات استفاده مىشود كه امام عليه السلام اجازهى عمومى براى تصرف در اينگونه زمينها را داده است . « 2 » ذيل روايت « كابلى » كه قبلا ذكر شد دلالت دارد كه اين اجازه به شيعيان اختصاص دارد ، ولى عمل به روايت بسيار مشكل است
--> ( 1 ) - وسائل روايات باب 17 احياء موات ج 17 ( 2 ) - وسائل روايت 8 از باب 1 و روايت 3 از باب 3 احياء موات