الشيخ حسين المظاهري
98
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
فرمودهاند ، زيرا بناى اقتصاد كار است و اگر نباشد اقتصادى نخواهد بود تا دربارهى آن بحث شود . ب - در اسلام ترتيبى اتخاذ شده كه ثروت حاصل از كار باعث زيانفردى و اجتماعى نمىشود . ج - اسلام ثروت را « وسيله » مىداند نه « هدف » و با كسانى كه ثروت را با لذات محبوب و هدف زندگى مىپندارند مبارزه و بشدت اين طرز تفكر را نفى مىكند . وضع قانون و نصب حاكم 8 - يكى از پايههاى اقتصاد اسلام آنست كه « وضع قانون » و « نصب حاكم » در اسلام به خداوند متعال اختصاص دارد . توضيح اين پايه : در اينكه جامعه به قانون نيازمند است ترديدى نيست ، و در اينكه اجراء قانون به حاكم نياز دارد نيز ترديدى نيست - ( و علت اين نيازها در كجاست و چيست ؟ سئوالى است كه احتياج به بحث جداگانهاى دارد و فعلا از موضوع ما خارج است و در هر صورت اصل احتياج و نياز به قانون و حاكم مسلم است ) - سئوال اين است كه آيا غير از خداوند متعال كسى صلاحيت دارد قانون وضع كند يا حاكم تعيين و نصب نمايد ؟ پاسخ اسلام منفى است . از نظر اسلام هيچكس جز خدا حق ندارد قانونى براى ديگرى يا حاكمى براى ديگران وضع و نصب نمايد . « و من لم يحكم بما انزلالله فاولئك همالكافرون - فاولئك همالظالمون - فاولئك همالفاسقون » « 1 » ( هركه جز به آنچه خداوند فرو فرستاده حكم كند كافر است - ظالم است - فاسق است )
--> ( 1 ) - سورهى مائده آيهى 44 و 45 و 47