الشيخ حسين المظاهري
99
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
« ان الحكم إلا لله » « 1 » ( حكم مخصوص خداست ) براى توضيح بيشتر به چند موضوع بايد با دقت توجه كرد : 1 - در بحثهاى گذشته دريافتيم كه انسان آزاد است ، و جز خدا كسى حق ندارد او را مقيد سازد و يا بر او سلطه و سيطره داشته باشد ، فطرت آدمى اين موضوع را به خوبى درك مىكند ، و روايتى كه فقهاء در فقه به آن تمسك جستهاند : « الناس مسلطون علي اموالهم و انفسهم » در تأييد و امضاء همين فطرت است . يعنى مردم بر جان و مال خويش تسلط دارند و ديگرى حق ندارد كه مانع آنان شود و يا مقيدشان سازد ، همچنانكه حق ندارد بىاجازهى ايشان در مال و يا جانشان تصرف نمايد . البته انسان مىتواند براى خود قانون وضع كند چون بر خود تسلط دارد ، و اين در صورتى است كه خداوند جلوى او را نگرفته باشد و ديديم كه گرفته است ، و همينطور اگر جامعه قانون يا حاكم نداشته باشد مىتواند به قاعدهى « اهم و مهم » رأى اكثريت براى همه حجت و قابل اجرا باشد ، زيرا چارهاى جز اين نيست ، و دنياى امروز هم براى وضع قوانين و نصب حكام از همين راه استفاده مىكند ، ولى اين راه هم از نظر اسلام منتفى است ، چون اسلام قانون دارد . خلاصه آنكه بشر آزاد است و تا جبرى در كار نباشد هيچكس حق سلطه و سيطرهى براورا ندارد . 2 - كسى صلاحيت وضع قانون و نصب حاكم دارد كه از همهى مصالح و مفاسد و عواقب امور آگاه باشد ، و انسان عادى اين علم را ندارد . انسانها نمىدانند كه وضع و نصب اين قانون يا فلان حاكم واقعاً به صلاح جامعه است يا نه و نمىدانند عاقبت آن قانون و حاكم به كجا كشيده مىشود . اينگونه علم به ذات ربوبى اختصاص دارد و يا آنان
--> ( 1 ) - سورهى يوسف آيهى 40