الشيخ حسين المظاهري
7
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
راهنمايى كرديم خواه سپاسگزار باشد و خواه ناسپاسى كند ) . پس انسان معجونى است كه بايد به اختيار خود پاكسازى كند و به مقام انسانيت نائل آيد و اگر افراد جامعهاى از اين پاكسازى غافل باشند طبعاً از دنيا هدفى جز خود ندارند ، و طبيعى است كه قوانين اسلام - كه زيربناى آن بر وسيله بودن دنيا و هدف بودن آخرت است - در آن جامعه قابل اجرا نباشد . از نظر قرآن چنين جامعهاى ، جامعهى انسانى نيست و پايان و پاداشى هم جز زيان و آتش نخواهد داشت : « ان الذين لايرجون لقائنا و رضوابالحيوه الدنيا و اطمئنوابها و الذين هم عن آياتنا غافلون اولئك مأء ويهم النار بما كانوايكسبون » « 1 » ( آنان كه ملاقات ما ( خدا ) را اميد نمىدارند و به زندگى خشنود و به آن دلبسته و مطمئنند و از نشانههاى ما غلفت مىورزند ، به جهت آنچه خود تهيه نمودهاند جايگاهشان آتش است ) . در واقع بايد بگوييم آنانكه گمان مىكنند قوانين اسلام قابل اجرا نيست اسلام را نشناختهاند و يا اسلامى كه آنها شناختهاند اسلامى مسخ شده و اسمى است نه اسلام حقيقى ، و در جوامعى كه اسلام مسخ شده حكمفرما باشد البته نظام مالى اسلام حقيقى را نمىتوان پياده كرد . 2 - منظور ما از اقتصاد اسلامى - كه موضوع بحث ما در اين رساله است - نظام مالى و سيستم اقتصادى اسلام است نه علم اقتصاد . براى توضيح اين مطلب لازم يادآور شويم كه : « علم اقتصاد بر آنچه با زندگى اقتصادى رابطه دارد با معيارهاى علمى و اصطلاحات ويژهى خود مىنگرد ، و روابط پديدههاى اقتصادى را روشن مىسازد ، ولى « مكتب اقتصادى » براى تنظيم اقتصاد ، قوانينى را كه متكى به عدالت باشد ارائه مىدهد . » بعبارت ديگر رسالت « علم اقتصاد » كشف پديدههاى خارجى و
--> ( 1 ) - سورهى يونس - آيهى 7