الشيخ محمد علي الگرامي
363
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )
آمده باشد صرفاً فتواى آنها خواهد بود كه دليلى هم بر آن اقامه نكردهاند و صرف ادعاى اجماع از طرف امثال فخر المحققين از قبيل اجماعات منقول است كه نوعاً مبتنى بر حدس و اجتهاد خود آنها است و واقعاً به شكلى نيست كه كاشف از قول معصوم باشد . بالاتر آنكه حتى در پارهاى از موارد ما با ادعاى اجماع از سوى كسانى مواجه مىشويم كه جزء متقدمين هستند اما وقتى آن مسأله مورد بررسى قرار مىگيرد محرز مىشود كه آن اجماع مبتنى بر اجتهاد خود آن شخص بوده است و نمونههاى زيادى از اجماعات منقول و مدركى در كلام امثال شيخ طوسى و سيد مرتضى مىتواند گواه اين معنا باشد . بنابراين نفس ادعاى شهرت يا اجماع يا نقل عباراتى شبيه « باور همه امت و فقهاى فريقين » نمىتواند دليل محكمى تلقى گردد زيرا سؤال ما اين است كه منشأ اين باور كجاست ؟ و امت اسلام از كجا به اين باور رسيده است ؟ دوم آنكه ايشان فرمودند : اين در حالى است كه اين موضوع مورد ابتلاى همه اقشار جامعه از جمله فقها و مفسران قرآن بوده و هست و فتاوا و كلمات فقها نشان مىدهد كه در اين مدت طولانى هيچ گاه رفتار فقها و ساير علما با مادران همسر خود مانند رفتار با نامحرمان نبوده است . در جواب بايد بگوييم اگر منظور نويسنده محترم از علماء و مفسران ، علماء و مفسرانِ متأخر يا معاصر است اين سخن شما درست است اما عمل كرد علماى متأخر و معاصر براى فقيه ديگر حجت نيست و نمىشود به آن استناد كرد . اما اگر منظور شما مفسران صدر اسلام مانند ابن عباس و قتاوه