الشيخ محمد علي الگرامي
354
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )
از آن دارد كه محرميت مادر زن و داماد امرى ضرورى و مسلّم نبوده است و الا وجهى نداشت كه اين مسأله تا زمان امام باقر و صادق عليهما السلام همچنان مبهم بماند بطورى كه در محضر آن بزرگواران از آنها سؤال شود كه اگر شخصى دخترى را گرفته و به او دخول نكرده بعد از طلاق مىتواند مادرش را عقد كند يا نه ؟ نفس اين سؤال چه دلالتى دارد ؟ آيا غير از آن است كه محرميت مادر زن و داماد امرى مسلّم نبوده و بالاتر از آن ، اصلًا عرف صدر اسلام و اعصار ائمه معصومين عليهم السلام چنين بوده كه مادر همسر و داماد را محرم تلقى نمىكردهاند بلكه مادر زن را به مثابه خواهر زن به شمار مىآوردهاند كه ازدواج با او حرام است اما محرم نيست . چه در غير اين صورت وجهى براى آنگونه سؤالات وجود نداشته است . لذا به نظر مىرسد مشهور كه مادر زن را محرمِ داماد مىداند به اين معنا كه جايز است داماد به او نگاه كند همانگونه كه به خواهر و مادر خود مىنگرد امرى است كه از خلط بين محرميت به معناى حرمت ازدواج و محرميت به معناى جواز نظر بوجود آمده است و مبناى محكمى ندارد . و جالب آنكه اكثر فقهاى گذشته نيز متعرض مسأله جواز نظر و عدم آن نشدهاند بلكه صرفاً مسأله حرمت ازدواج را مطرح كردهاند و بعضى ديگر نيز مثل صاحب جواهر كه متعرض مسأله جواز نگاه كردن شدهاند دليلى بر فتواى خود اقامه ننمودهاند بلكه صرفاً به نقل فتوا بسنده كردهاند كه به نظر مىرسد يا ملاك آنها شهرت در مسأله بوده و يا نظر به آيه 23 سوره نساء داشتهاند كه گفته شد دلالتى در اين جهت ندارد . عبارت جواهر چنين است : و للرجل ان ينظر الى جسد زوجته باطناً و ظاهراً . . . و كذا له ان ينظر الى المحارم التى يحرم نكاحهن نسباً او رضاعاً او