الشيخ محمد علي الگرامي

35

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )

خواهد بود و قطعىترين مدرك آن ، آيه قصر است و از جمله شواهد اينكه مرحوم شيخ طوسى ( ره ) در كتاب خلاف در مسأله نماز مسافر ، به آيه قصر تمسك جسته است . و اگر هم به فرض ، مدرك اجماع ، روايات باشد ، بحث مربوط به روايات را هم اشاره نموده و ذكر كرديم . ثالثاً اجماع مورد ادعا ، غاية الامر معارض با قرآن كريم خواهد بود و در اين صورت قطعاً اجماع را با قرآن كريم مىسنجيم نه قرآن كريم را با اجماع و نتيجه آنكه اجماع ذكر شده به علت مخالفت با قرآن كريم ، قطعاً حجيت نداشته و مقبول نخواهد بود چرا كه به تعبير امام على عليه السلام : « و كتاب اللَّه بين اظهركم ناطق لا يعيا لسانه » . و بالاخره اينكه بر طبق دلالت قرآن كريم ، اين حكم - يعنى اختصاص و انحصار قصر صلاه به حالت خوف - از ضروريات دين مبين اسلام خواهد بود . نكته ديگر اينكه طبعاً مسافرت بسيار بيشتر از خوف اتفاق مىافتد . اكنون سؤال مىكنيم كه اگر صرف سفر داراى حكم قصر از صلاه بود ، چرا قران كريم آن را ذكر نكرد و اصلًا اشاره‌اى به آن نفرمود اما از طرف ديگر تصريح بر قصر صلاه در حالت وجود خوف نمود آيا لازم نبود كه بر طبق قاعده فقهى و كلى و عقلى دوران امر ميان اهم و مهم ، لااقل يك آيه در قرآن كريم راجع به قصر صلاه مجرد مسافرت ، وارد مىشد ؟ به لحاظ كثرت تحقق موضوع دارد و در نتيجه بايد بيشتر روى آن تأكيد مىگرديد . نتيجه اينكه به حسب دلالت منطوق آيات 101 و 103 سوره مباركه نساء و مفهوم آيه 101 سوره نساء قصر صلاه در انحصار حالت خوف است و اين خوف بر طبق قاعده دوران امر ميان اهم و مهم ، در هر نمازى كه به وجود آيد سبب قصر صلاه مىگردد و « ان تقصروا من الصلاه » هم كه قصر از جنس