الشيخ محمد علي الگرامي
233
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )
دخترخانمى كه كارآموز شغل قضا در دستگاه قضائى بوده است ، در حال تحصيل فن قضا ، دو جوان توسط خانوادههايشان از وى خواستگارى مىنمايند كه در يك مورد اخير منجر به حصول نتيجه و ازدواج شده است . پس از چندى براساس گزارش افرادى كه از موضوع مطلع نبودهاند به گزينش دستگاه اعلام مىنمايند كه اين دخترخانم با اين دو جوان ارتباط دوستى دارد . نهايتاً پس از اتمام تحصيل دخترخانم و انجام مراسم تحليف شروع ورود به شغل قضا ، گزينش دستگاه مربوطه اقدام به برگزارى مصاحبهاى مىنمايد ، كه در مصاحبه انجام شده ، ممتحن نيز تحت تأثير گزارش موجود ، به جاى سؤال از موضوع ، اقدام به ايراد اتهام و تهديد و ارعاب دخترخانم نموده و به پاسخ دخترخانم ( مبنى بر اينكه موضوع خواستگارى بوده كه توسط خانوادهها انجام شده است ، نه رابطه دوستى ، و منجر به ازدواج هم شده است و سند ازدواج موجود است ) توجه نكرده حتى حاضر به رؤيت سند ازدواج نمىشود و با انعكاس نظرات و برداشت شخصى ممتحن ، كه مشهور به چنين رفتارى نيز در گذشته بوده است ، پرونده جهت بررسى به هيأت داورى سپرده شده و داوران نيز بدون اطلاع از اصل موضوع به استناد مندرجات مصاحبهگر اقدام به صدور رأى بر عدم صلاحيت دخترخانم مربوطه مىنمايند . عليرغم اينكه صلاحيت خانم تا قبل از حدوث مورد اخير در بررسىهاى مكرر انجام شده توسط گزينش كاملًا مورد تأييد بوده است و بعد از حدوث موضوع تعداد كثيرى از قضات عالى رتبه كتباً شهادت بر صحت و تأييد صلاحيت نامبرده دادهاند و تعداد كثيرى از قضات هم دوره ايشان نيز كتباً شهادت دادهاند كه ايشان مورد تظلم واقع شده است و