السيد عز الدين الحسيني الزنجاني

14

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )

است كه قائم بين دو چيز است . پس حروف جارّه براى بيان تحقّق نسبت هاست . مطلب بعدى - كه در علم « معانى بيان » به طور مفصّل بيان شده - اين است كه حذف متعلَّق افادهء عموم مىكند و در اين آيه نيز متعلَّق ذكر نشده ؛ يعنى نگفته است « أبتَدِئُ بسم اللَّه » يا « أقرأُ بسم اللَّه » . بنابراين ، نسبت نام و ياد خدا بايد در هر چيز باشد ؛ زيرا « هوالأوَّل و الآخر » . پس به اين دليل ، تعيين كردن متعلَّق براى باءِ بسم اللَّه ( اين كه مثلًا بگوييم أبتَدِئُ بسم اللَّه ؛ شروع مىكنم با نام خدا ) اشتباه است و بايد در هر حالى توجّه داشت كه فعل مورد نظر چيست تا آن را متعلَّق قرار دهيم . بنابراين ، اگر بخواهيم مطالعه كنيم ، بگوييم بسم اللَّه ؛ يعنى أقرأ بسم اللَّه و اگر قبل از خواب بگوييم بسم اللَّه ؛ أنام بسم اللَّه ، پس حذف متعلّق ، يعنى ياد خدا متّصل به هر چيز مىباشد و حصر متعلَّقِ باء به « أبتَدِئُ » يا امثال آن اشتباه است . اين نكته را زمخشرى نيز در كشاف گفته است و با همه جانبه بودن احكام اسلام نيز تناسب دارد . به ياد او بخواب و به ياد او بيدارشو . در روايتى از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله چنين مىخوانيم : كُلُّ أمْرٍ ذي بالٍ لَمْ يُبْدَأُ بِبِسْمِ اللَّهِ فَهُوَ أَبْتَرُ ؛ « 1 » هر كارى كه بدون نام خدا شروع شود ، ناقص و ابتر است . پس اگر خدا را از مخلوقات جدا كنيم ، تهى و بىچيز خواهند بود و اين لبّ معناى باءِ بسم اللَّه است . بنابراين ، « بسمِ اللَّه » يعنى من كار خود را به خدا وابسته مىكنم . و در اين جا كلمهء « أبتَدِئُ » يا « أسْتعينُ » در تقدير نيستند ، بلكه آيه مىخواهد همهء كارها را به خدا وابسته كند تا اين كه ما خدا را در هر حال ياد نماييم و به اسم او كارها را شروع و به نام او ختم كنيم .

--> ( 1 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 16 ، باب 58 ؛ خوئى ، البيان ، ج 1 ، ص 461 . .