السيد عز الدين الحسيني الزنجاني

13

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الحَمدُلِلَّهِ رَبِّ العالَمِين * الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * مالِكِ يَومِ الدِّينِ * إِيَّاك‌َنَعبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِين * اهْدِنَا الصِّراطَ المُستَقِيمَ * صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمتَ عَلَيهِمْ غَيْرِ المَغضُوبِ عَلَيهِم وَلَاالضَّآلِّين . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ باءِ بسم اللَّه يكى از موضوعات قابل بحث در ادبيات عرب ، حروف جارّه است و هر يك از آن‌ها ناگزير از داشتن متعلّق هستند . بنابراين ، بايد ديد متعلَّق « باء » در « بسم اللَّه » - كه از حروف جارّه است - چيست ؟ به عنوان مثال ، اگر بگوييم « إلى الكوفة : تا كوفه » جمله ناقص است و مفهوم نخواهد داشت ، امّا اگر گوييم « وَصَلتُ إلَى الكوفة : من رسيدم به كوفه » مفهوم آن درست مىشود . پس « إلى » كه از حروف جارّه است متعلَّقى مىخواهد و در اين جا « وصلت : رسيدم » متعلَّق آن است . « باء » نيز كه از حروف جارّه است متعلَّق مىخواهد . بنابراين ، دربارهء باءِ بسم اللَّه نيز تفحص كرده‌اند كه متعلّق آن چيست ؟ و در اين كه مىگوييم « به نام خداى رحمان و رحيم » به نام خدا چه كار كردم ؟ آيا شروع كردم ؟ ابتدا كردم ؟ احتمالات متعدّدى داده‌اند . حروف جارّه نمايندهء نسبت اشيا هستند و به اصطلاح فلاسفه ، از سنخ وجودهاى رابط مىباشند ؛ پس چنين وجودى فى نفسه نيست ؛ فقط نسبتى