السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
675
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
ردّ الشمس : رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله هنگامىكه وحى بر ايشان نازل مىشد جامعهاى بر سر مىكشيدند و به خواب يا حالتى چون خواب فرو مىرفتند يك بار هنگام نزول وحى سر مباركشان را در دامان على ( ع ) نهادند ، مدت نزول وحى به درازا كشيد و على ( ع ) نخواستند سر مبارك آن حضرت را بر زمين نهند . آفتاب كمكم به غروب شدن نزديك مىشد كه ناگهان وحى منقطع گشت رسول خدا سراسيمه برخاستند ، متوجه وقت شدند و فرمودند خداوندا على مشغول طاعت رسول تو بود آفتاب را براى او برگردان . اسماء كه راوى اين حديث است مىگويد و اللّه ديدم كه خورشيد برگشت و به جايى رسيد كه وقت فضيلت نماز عصر بود و حضرت على ( ع ) در وقت فضيلت نماز خواندند . « 1 » و صدها معجزه ديگر كه به نقل ابن شهرآشوب حضرت 4440 معجزه داشتهاند و حدود 3000 از آنها در كتب تاريخى ذكر شده است . خلاصهء داستان معراج : مشهور و معروف در ميان دانشمندان اسلام ، اين است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به هنگامىكه در مكّه بود ، در يك شب ( در بيدارى ) از مسجد الحرام به مسجد الاقصى در بيت المقدّس به قدرت پروردگار آمد . آنطور كه از روايات استفاده مىشد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در اثناء راه ، به اتفاق جبرئيل عليه السّلام در سرزمين مدينه نزول كرد و در آنجا نماز گزارد و نيز در مسجد الاقصى با حضور ارواح انبياى بزرگ مانند ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السّلام نماز گزارد و امام جماعت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود . سپس از آنجا سفر آسمانى پيامبر شروع شد ، و آسمانهاى هفتگانه را يكى پس از ديگرى پيمود و در هرآسمان با صحنههاى تازهاى روبرو شد ، با پيامبران و فرشتگان و در بعضى از آسمانها با دوزخ يا دوزخيان و در بعضى با بهشت و بهشتيان ، برخورد كرد .
--> ( 1 ) - منتهى الآمال ، ج 1 ، ص 68 .