السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
641
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
همچنين آن حضرت فرمودهاند : عطرآگين نمودن خويش از سنتهاى پيامبران است . « 1 » ابن نباته گويد : روزى امير مؤمنان بر فراز منبر فرمودند : اى مردم ! از من بپرسيد پيش از آنكه از ميان شما بروم . در اين هنگام اشعث بن قيس از جاى برخاست و گفت : چگونه از مجوسيان جزيه مىگيريد در حالى كه آنان اهل كتاب نيستند و پيامبرى به سوى آنان برانگيخته نشده است ؟ آن حضرت فرمود : اين گونه نيست . آنان پيامبرى داشتند كه صاحب كتاب آسمانى بود . شبى پادشاه مست مجوسيان با دختر خود آميزش كرد . سحرگاه مردم بر گرد كاخ پادشاه جمع شدند تا او را تازيانه زنند ولى پادشاه حيلهگرانه به مردم گفت : آدم و حواء دختران و پسران خود را به ازدواج يكديگر درآوردند . مردم فريب سخن پادشاه را خوردند و از آن روز اين عمل زشت در ميان مردم رواج يافت و خداوند كتاب آسمانىاش را از ميان آنان برد . اينان كسانى هستند كه بىحساب وارد جهنم مىشوند . آنگاه امير مؤمنان فرمودند : ولى منافقان حال وخيمترى نسبت به اين كافران دارند . زنديقى از امام صادق عليه السّلام پرسيد : آيا مجوسيان پيامبرى به نام زرتشت داشتهاند ؟ آن حضرت فرمود : زرتشت زمزمهكنان كلمات نامفهومى را به آنان تلقين مىكرد . هنگامىكه او ادعاى پيامبرى كرد مردم او را از شهر بيرون كردند و درندگان او را در بيابانها دريدند . « 2 » زنديقى نيز از امام صادق عليه السّلام پرسيد : آيا در روزگاران گذشته مجوسيان حق گراتر بودند يا عربها ؟ آن حضرت فرمودند : عرب جاهليت سرشتشان پاك تر بود و به يكتاپرستى نزديكتر بودند ؛ چرا كه مجوسيان همهء پيامبران را انكار
--> ( 1 ) . فروع كافى ج 6 ص 510 . ( 2 ) . امالى شيخ صدوق ص 281 .