السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
595
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
رافِعُكَ إِلَيَّ » . كلبى گويد : گروهى از يهوديان بر مادر عيسى تهمتى زشت روا داشتند و او را جادوگر و دروغپيشه خواندند . عيسى از گفتار پىدرپى يهوديان به ستوه آمد و از خدا خواست تا آنان را لعنت كند . نفرين عيسى آن يهوديان را به خوك و ميمون مسخ كرد . هنگامىكه سر كردهء يهوديان كه « يهودا » بود از اين ماجرا آگاه شد از ترس دستور داد كه عيسى را بكشند . هنگامىكه او به همراه سربازانش خانهء عيسى را محاصره كردند جبرئيل عيسى را از پنجره وارد خانه كرد و او را از سوراخ سقف بالا برد و عيسى به آسمان عروج كرد . در اين گير و دار يهودا به يكى از يارانش كه طيطانوس نام داشت دستور داد كه وارد خانه شود و عيسى را بكشد . چندى گذشت ولى طيطانوس از خانه بيرون نيامد . يهوديان مىپنداشتند كه طيطانوس با عيسى مبارزه مىكند ولى خداوند شبح عيسى را در طيطانوس جاى داد و امر بر همگان مشتبه شد . يهوديان طيطانوس را بهجاى عيسى به صليب كشيدند . برخى براين باورند كه تنها صورت ظاهرى عيسى به زمين بازگشت نه همهء كالبد او . برخى نيز عقيده دارند كه جنازهء كسى كه به صليب كشيده شد طيطانوس بود و صورت ، متعلق به عيسى بود . برخى نيز گفتهاند كه اگر كسى كه در خانه بود عيسى بود پس طيطانوس كجاست ؟ و اينچنين امر بر همگان مشتبه شد . « 1 » مفسران دربارهء آيهء « إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ » اختلافنظر دارند و هر يك بهگونهاى آيه را معنا كردهاند كه چنين است : 1 . من تو را برگرفته و به آسمان خواهم برد بىآنكه بميرى . متوفيك بهمعناى گرفتن است و وفات نيز در اينجا بهمعناى ربودن و بالا
--> ( 1 ) . مجمع البيان ج 2 ص 208 .