السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

523

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

تا به فال نيك گرفته شده و زودتر بهبود يابد . دربارهء سليمان نيز بايد گفت كه به اين جهت به او سليم مىگفتند كه او از مداوايى كه داود كرد سالم ماند و حرف اضافه‌اى كه در نام سليمان است دليل بر زخم اوست ؛ همانگونه كه خود زخم نيز در وجود انسان زائده‌اى است . 4 . صدوق رحمه اللّه مىفرمايد : چون نام اصلى داود ، « داوى جرحه بالود » بود او را به اختصار داود ناميدند . خداوند خواست كه الف نام داود در نام « سليم » گنجانده شده و به سليمان تبديل شود تا معرفتى كه داود داشت به سليمان نيز برسد . حرف نون در سليمان نيز به اين دليل اضافه شد كه آن نام غير منصرف ، با الف و نون تكميل گردد . « 1 » « برسى » در مشارق الانوار گويد : سليمان هرروز سفره‌اى را مىگسترد كه در آن دويست و هشتاد پيمانه مصرى غذا وجود داشت . روزى حيوان دريايى از سليمان غذايى خواست . سليمان دستور داد تا غذايى كه يك ماه در سفره‌اش مىنهد را به او بدهند . ناگهان آن حيوان همهء آن غذاها را بلعيد و گفت : اين بخشى از غذاى روزانه من است . سليمان با شگفتى پرسيد : آيا باز هم حيواناتى بسان تو در دريا هستند . او گفت : آرى . هزار گونه حيوان همچون من هستند . سليمان با شگفتى گفت : سبحان الملك العظيم . « 2 » در روايت آمده است كه سليمان گنجشكى را ديد كه به مادينه‌اش مىگويد : چرا از من دورى مىگزينى ؟ اگر بخواهى دربار سليمان را با منقارم به دريا مىافكنم . سليمان لبخندى زد و دستور داد كه آن گنجشك‌ها را نزدش حاضر كنند . آنگاه به گنجشك نر گفت : آيا تو به راستى مىتوانى چنين كارى كنى ؟ او گفت : اى پيامبر خدا ، نمىتوانم . ولى خواستم نزد همسرم فخرفروشى كنم و هيچ عاشقى را نبايد به خاطر سخنش ملامت كرد .

--> ( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 93 . ( 2 ) . مشارق الانوار اليقين ص 41 .