السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

495

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

حكمت‌هايى كه داود از وحى برگرفت امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : خداوند به داود وحى فرمود كه فال بد زدن به كسى كه به بدى آن اعتقاد ندارد زيانى نمىرساند همانگونه فال‌زنندگان به بدى نيز از فتنه در امان نخواهند بود . « 1 » اين روايت ميان رواياتى است كه مىگويد : فال بد زدن در اسلام روا داشته نشده است و ميان روايتى كه وجود فال بد را تأييد مىكند جمع نموده است . امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : داود از خداوند پرسيد : كدام كار نيكى است كه بهشت را زير پاى بندگانت قرار مىدهد ؟ خداوند فرمود : ايجاد شادى و سرور در قلب مؤمن ؛ هرچند به دانه‌اى خرما باشد . آنگاه داود گفت : سزاست كه هر كه تو را شناخت از تو اميد نگسلد . « 2 » در روايتى امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند كه خداوند به داود وحى فرمود كه اى داود ، بهشت من جايگاه بندهء مؤمنى است كه نيازهاى برادر مؤمنش را برآورد ، چه تلاشش به ثمر برسد و يا اينكه نتيجه‌اى نگيرد . « 3 » مسعودى گويد : خداوند زبور را در سه فصل و در صد و پنجاه سوره به زبان عبرى بر داود نازل فرمود . قسمت نخست زبور به ماجراى بخت نصر و آيندهء او مىپردازد . قسمت دوم كتاب ، زندگى مردم ثور را بازگو مىكند و بخش سوم ، موعظه‌ها و پندها را دربر دارد . « 4 » امام باقر عليه السّلام فرموده‌اند : روزى جوانى ژنده‌پوش نزد داود آمد و بىآنكه با او سخنى گويد در گوشه‌اى نشست و به داود خيره شد . در همين هنگام عزرائيل به داود پيام داد كه هفت روز ديگر جان اين جوان را نزد تو خواهم ستاند .

--> ( 1 ) . امالى صدوق ص 251 . ( 2 ) . امالى صدوق ص 438 . ( 3 ) . بحار الانوار ج 14 ص 36 . ( 4 ) . مروج الذهب ج 1 ص 56 .