السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

483

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

كوه‌ها فرمان داد كه هنگامى كه داود به تسبيح خدا مىپردازد شما نيز همراهش تسبيح گوييد . هم‌آوايى كوه‌ها با داود در تسبيح خداوند معجزه‌ى داود بود . ولى درباره‌ى تسبيح پرندگان بايد گفت كه چون پرندگان تا حدودى قدرت تشخيص دارند مىتوانند خداوند را نيز تسبيح گويند . بعضى از متأخرين نيز گفته‌اند : ممكن است كه تسبيح كوه‌ها به‌معناى تسبيح فرشتگان باشد كه خداوند در كوه‌ها آفريده است و نيز مىتوان گفت كه جمادات و سنگ‌ها نيز داراى شعور هستند . نگارنده گويد : ما در بسيارى از نوشته‌هاى خود به اين نكته اشاره كرده‌ايم كه حيوانات تا حدودى داراى شعور هستند . در آيات و روايات نيز به تسبيح گويى حيوانات اشاره شده است . برخى از محققين گفته‌اند كه كوه‌ها به خودى خود خدا را تسبيح مىگويند و معجزه‌ى داود آن بود كه تسبيح‌گويى فرشتگان را بر مردم نمايان ساخت تا آنان نيز صداى كوه‌ها را بشنوند . خداوند به او وحى كرد كه اى داود ، حكم تو درست بود ، چرا كه آن مدعى ( كه گردن زده شد ) پدر مدعى عليه را كشته بود . اينك پدر مدعى عليه ( كه به دست مدعى كشته شده بود ) در فلان جا دفن شده است . همراه مردم به آنجا برو ( و آن شخص از درون قبرش به سخن مىآيد ) تا راز قتل را بازگو كند . داود همراه مردم به آنجا رفت و با اينكه آن شخص فوت شده بود به سخن آمد و قضاوت داود را تأييد كرد ولى با اين حال مردم قضاوت داود را نپذيرفتند . در اين هنگام خداوند به داود وحى فرمود كه مردم طاقت ندارند قضاوت عادلانه را بپذيرند ، پس از اين ، از مدعى بينه بخواه و مدعى عليه را سوگند بده . « 1 » امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : پيش از آنكه داود به مقام قضاوت برسد مردم زنجيرى را در محلى آويخته بودند و هركه در اختلافات ، خود را بىگناه مىدانست به آن زنجير پناه مىبرد . زمانى شخصى جواهرات خويش را نزد كسى به امانت سپرد ولى هنگامى

--> ( 1 ) . قصص راوندى ص 200 .