السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
417
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
سختتر از فرمان دوم بود . در اين ميان گروهى از علما بر اين باورند كه فرمان دوم خداوند دربارهى قربانىكردن گاو ، همهى خصوصيات فرمان اول را شامل مىشد و در واقع فرمان دوم ضميمهى فرمان اول خداوند بود ولى گروهى نيز گفتهاند كه فرمان دوم خداوند در اينبار ، فرمانى مغاير با فرمان اول بود در واقع امر نخست الهى را نسخ نموده است و چنين نسخى امكانپذير است . سيد مرتضى رحمه اللّه فرموده است : خداوند دربارهى قربانىكردن گاو ، تنها يك فرمان صادر فرموده است و آنچه كه دربارهى ويژگىهاى گاو گفته شده است همگى خصوصيات يك فرمان الهى است كه به فراخور حال بيان شده است همانگونه كه در آيات آمده است : « ما هِيَ » بنى اسرائيل دربارهى همان گاوى كه نخست قرار بود ذبح شود مىپرسيدند . مقصود از ضمير « هاء » در آيهى « إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ » همان گاو نخست است . همهى پرسشهاى بنى اسرائيل دربارهى گاو نخست بود ، همانگونه كه در آيات نيز آمده است كه « إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا » . همچنين دربارهى آيهى « وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ » بايد گفت : خداوند بنى اسرائيل را به اين دليل سرزنش نموده است كه آنان در انجام فرمان الهى كوتاهى كردند و يا اينكه فرمان الهى را با تأخير انجام دادند ؛ نه اينكه اصلا گاوى را ذبح نكرده باشند . در تفسير امام عسگرى عليه السّلام آمده است : بنى اسرائيل براى خريدن آن گاو دارايىهاى خود را بر روى هم نهادند و مبلغى كه در پوست گاو جمع شد پنج هزار سكه طلا بود . پس از آنكه آن گاو را قربانى كردند و قاتل شناخته شد آنان به موسى گفتند : نمىدانيم زنده شدن مرده شگفتانگيزتر است يا ثروتى كه خداوند به اين جوان عطا فرمود . خداوند به موسى وحى فرمود : اى موسى ، هر كه دوست دارد كه زندگىاش پاك و جايگاهش در سراى واپسين و الا باشد بر محمد و آل محمد درود فرستند تا همچون اين جوان گردد . اين جوان