السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
418
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
هنگامى كه از موسى شنيد كه محمد و آل او چه انسانهاى والايى هستند پيوسته بر آنان درود مىفرستاد و آنها را بر همه آفريدگان خداوند برتر مىداشت و از اينروى اين ثروت هنگفت به او رسيد . آن جوان از موسى پرسيد كه چگونه اموالش را از دست حسودان و ستم پيشگان در امان دارد ؟ موسى به او گفت : همواره بر محمد و آلش درود فرست تا از همه فتنهها در امان مانى . در اين هنگام مقتول ، سخنان موسى را شنيد و خداوند را به محمد و آلش سوگند داد تا دوباره او را به دنيا بازگرداند . خواسته او اجابت شد و او هفتاد سال در دنيا زندگى كرد و سرانجام همراه همسرش در يك روز از دنيا رفت و در بهشت خداوند جاى گرفت . آنگاه خداوند به موسى وحى فرمود : اگر قاتل او نيز مرا به محمد و آلش سوگند مىداد رسوايش نمىساختم . امام حسن عسگرى عليه السّلام در تفسير آيهى « فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ » فرمودهاند : آن گاو چنان گران بود كه بنى اسرائيل مىخواستند از كشتنش كناره گيرند ولى لجاجت و اتهامى كه به آنان تحميل شده بود باعث شد كه آن گاو را قربانى كنند . آنها پس از خريدن گاو از تنگدستى به موسى شكوه كردند . آن حضرت نيز درود فرستادن آن جوان بر محمد و آل محمد را يادآورى نمود . آنگاه بنى اسرائيل دست به دعا برداشتند و گفتند : پروردگارا ، به تو پناه جستيم و بر فضل تو تكيه نموديم پس به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و فرزندان پاك آنان فقر و تنگدستى را از ما برگير و اين سختى را از ما بازدار . آنگاه خداوند به موسى فرمان داد كه خرابهاى را به بزرگان بنى اسرائيل نشان دهد . آنان در آنجا گنجى را يافتند كه دو برابر آنچه براى گاو پرداخته بودند به دست آوردند . « 1 » سدى گويد : در ميان بنى اسرائيل مردى ثروتمند مىزيست كه پسرى نيكو
--> ( 1 ) . تفسير امام عسگرى ص 110 تا 112 .