السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

401

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

بني اسرائيل گفتند : ما در وعده تو به اختيار خلاف نكرديم بلكه از زر و زيور مردم انبوهي گرفتيم و آنها را [ در آتش ] انداختيم » آنگاه موسي از سامري پرسيد : « فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي ؛ « 1 » اي سامري ! كار تو چه بوده است ؟ سامري گفت : من چيزي را ديدم كه ديگران نديده بودند و مشتي از خاك پاي جبرئيل را برگرفتم و آن را [ در گل گوساله ] ريختم و بدينسان بود كه نفسم بدي را به من آراسته نشان داد » سپس موسي آن گوساله را سوزاند و خاكسترش را در دريا ريخت و به سامري گفت : « فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ ؛ « 2 » پس برو و بدان كه جزاي تو اين است كه در زندگي بگويي به من نزديك نشويد . » موسي از خدا خواست تا كيفر سامري را در نسل پس از او نيز قرار دهد و خداوند خواسته موسي را پذيرفت . تا امروز نيز نسل سامري در شام شناخته شده هستند . موسي نخست مىخواست سامري را بكشد ولي خداوند به او وحي فرمود : چون سامري مردي بخشنده بود او را به حال خود واگذار تا سوختن خويش را ببيند . « انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ؛ « 3 » و به خدايت كه در خدمتش معتكف بودي بنگر كه مىسوزانيمش سپس آن را بر دريا مىافشانيم . » نگارنده گويد : مقصود از زينت در آيه « أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ » همان زيورآلاتي بود كه بني اسرائيل هنگام خروج از مصر براي عروسي و عيدهاي خويش به همراه برده بودند .

--> ( 1 ) . سوره طه / 95 و 96 . ( 2 ) . سوره طه / 95 و 96 . ( 3 ) . سوره طه / 97 و 98 .