السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

373

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

از امام رضا عليه السّلام پرسيدند : چرا فرعون با اينكه تصميم گرفت موسي را بكشد ولي چنين نكرد ؟ آن حضرت فرمودند : حلال‌زادگي ، فرعون او را از كشتن موسي بازداشت ؛ چرا كه پيامبران و فرزندانشان فقط به دست زنازادگان كشته مىشوند . به همين جهت بود ، كه در روايات بسياري آمده است كه آنان كه حسين عليه السّلام را در كربلا به شهادت رساندند زنازاده يازاده شبهه بوده‌اند . در روايت آمده است كه هنگامي كه موسي مىخواست وارد كاخ فرعون شود با خداوند چنين رازونياز كرد : خداوندا ، از شرّ فرعون به تو پناه مىجويم و از تو كمك مىخواهم . خداوند نيز ترس از هيبت موسي را در دل فرعون نهاد . « 1 » صدوق رحمه اللّه مىگويد : در روزگار فرعون ، آب رود نيل چنان پايين آمد كه پس از اندكي خشك شد . بزرگان قوم نزد فرعون رفتند و از او خواستند كه دوباره نيل را پرآب كند ، چرا كه بسياري از كشتزارها و چارپايان آنها ، از بين رفته بود . فرعون آنها را با خشم از خود راند ولي خود به جاى رفته و صورت بر خاك نهاد و با انگشت صبّابه اشاره كرد و گفت : خداوندا بنده‌اي خوار به درگاهت تو آمده است ، من مىدانم كه هيچ‌كس جز تو ، توان پرآب كردن رود نيل را ندارد . پس از اين دعا رود نيل پرآب شد ولي فرعون ادّعا كرد كه خود ، رود نيل را پرآب كرده است ، مردم در برابر او به سجده افتادند در اين هنگام جبرئيل به شكل جواني نزد فرعون آمد و گفت : بنده‌اي داشتم كه او را بزرگ مىداشتم و او را از اسرار و اموال خويش آگاه نموده بودم . ولي او اينك با من ستيز مىكند و با دوستانم دشمني مىورزد ، سزاي چنين بنده‌اي چيست ؟ فرعون برآشفت و گفت : سزاوار است كه چنين بنده‌اي را در درياي سرخ غرق كنند . جبرئيل از فرعون خواست تا گفته خود را بنويسد و مهر كند . سال‌ها گذشت و آن هنگام كه فرعون در حال غرق شدن بود ، جبرئيل نامه مهر شده را به او نشان داد ، و به او گفت : تو خود كيفر خويش را پيش از اين گفته بودي . « 2 »

--> ( 1 ) . قصص راوندى ص 154 . ( 2 ) . علل الشرايع ج 1 ، ص 75 و 76 .