السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

360

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

را از توطئه‌اي كه در كمين بود ، آگاه نمود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : سه كس در خداپرستي از ديگران پيشي گرفتند و لحظه‌اي به كفر نگراييدند : « حزقيل » مؤمن آل فرعون ، « حبيب » آل نجار و علي بن ابي طالب . آن درختي كه در منطقه « طوي » بود و آتش از آن زبانه كشيد بنا بر عقيده برخي درخت عناب بوده است و عدّه‌اي نيز مىگويند كه آن درخت خولان است . عصاي موسى را نيز به نام‌هاي گوناگون همچون « ما شاء اللّه » ، « عنايت » و « عليق » خوانده‌اند . صفات و كاربردهاي گوناگوني را نيز براي آن عصا بر شمرده‌اند . عصاي موسي دوسو و سركج بود و در انتهاي آن پايه‌اي فلزي بود كه در شب‌هاي تاريك ، نورافشاني مىكرد و هرنوع غذا و ميوه‌اي را از درون خاك براي موسي فراهم مىآورد . هرگاه دشمني در برابر موسي مىايستاد دو سر عصا به دو اژدها تبديل مىشد . عصا كوه‌ها را مىشكافت و راه عبور موسي را باز مىكرد و در عبور از رودخانه‌ها همچون پلي مىشد . اگر دزداني در مسير موسي بودند عصا او را از وجود دزدان آگاه مىساخت . گاهي موسي بر روي عصايش مىنشست و عصا او را مىبرد . از عصا شير و عسل تراوش مىكرد و بوي خوشش مشام موسي را مىنواخت . او با عصايش بر شاخه درختان مىكوبيد تا برگ‌هايش براي گوسفندانش فرو ريزد و به وسيله آن درندگان و خزندگان را از خود دور مىكرد . روزي شعيب به موسي گفت : هنگامي كه گوسفندان را به چرا مىبري به جايي دوطرفه مىرسي . گوسفندان را به سمت چپ ببر كه در سمت راست اژدهايي عظيم خفته است . موسي به همان مكان رسيد ولي نتوانست گوسفندان را به سمت چپ ببرد و ناچار خود به طرف گوسفندان رفت و خسته در گوشته‌اي به خواب رفت . ناگهان اژدهايي برخاست و به سوي گوسفندان هجوم آورد ولي عصاي موسي به اذن الهي برخاست و با اژدها رودررو شد و آن را از ميان برد . هنگامي كه موسي از خواب برخاست عصايش