السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
339
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
مىنشستند و كسانى را كه به سوى شعيب مىرفتند تا ايمان آورند تهديد به مرگ مىكردند . برخى نيز چنين تفسير كردهاند كه آنها گروهى بودند كه به راهزنى مىپرداختند . يعنى اهل مدين شعيب و آيين او را نادرست مىشمردند يعنى به ياد اوريد كه خداوند چگونه بر جمعيت شما افزود . ابن عباس در اين رابطه گفته است : مدين كه فرزند لوط ازدواج كرد و نسلى بسيار بزرگ از آنان بهجاى ماند . « 1 » انس روايت نموده است كه پيامبر اكرم فرمودهاند شعيب چنان عاشقانه براى خدا مىگريست كه سهبار تاب خود را از دست داد و چهارمين بار خداوند به او وحى فرمود كه اى شعيب ، اگر براى ترس از دوزخ مىگريى تو را از آن رهايى بخشيدم و اگر به شوق بهشت اشك مىريزى آن را به تو ارزانى داشتم . شعيب گفت : به خاطر مهرى كه از تو در دلم نشسته است مىگريم و تنها زمانى شكيبايى خود را بازخواهم يافت كه به ديدار تو شتابم . خداوند نيز به خاطر محبت پاكدلانه شعيب ، موسى بن عمران را به خدمت او فرستاد . امير مؤمنان نيز همچون شعيب فرمود : « تو را براى ترس از دوزخ و شوق بهشت بندگى نمىكنم بلكه تو را شايسته بندگىكردن يافتم و به همين سبب تو را بندگى مىكنم » . امام سجاد عليه السّلام فرمودهاند : نخستين كسى كه در دادوستد از ترازو استفاده كرد شعيب بود . قوم او هنگام دادوستد ، كالا را به گونهاى كامل تحويل نمىدادند و خداوند به خاطر كمفروشىشان زلزلهاى سخت را براى آنان پديد آورد « 2 » طبرسى رحمه اللّه در تفسير آيه گفته است : زلزلهاى سخت براى قوم شعيب پيشآمد كه خانه و هستىشان را نابود كرد و بادى سوزان وزيد كه سايه درختان و حتى آب رودها نيز از گرمى آن نكاست . روزى مردم مدين
--> ( 1 ) . مجمع البيان ج 2 ص 668 تا 689 . ( 2 ) . قصص الانبياء راوندى ص 142 .