السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

332

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

كه فاعل اصلى در اين سختىها خود خداوند بود كه ايوب را به مقام شكيبايان رساند و پاداش بزرگى به او عطا فرمود ولى مىتوان گفت : همانگونه كه در طول تاريخ انسان‌هاى بسيارى بر پيامبران آسيب وارد نمودند و حتى آنان را كشتند شيطان نيز پيامبران را آزرده است ولى تنها نكته‌اى كه وجود دارد آن است كه شيطان هرگز بر فرد باايمان و پيامبران چيره نشده است هرچند بر جسم‌هاى آنان ضربه وارد نموده است . وهب گويد : ايوب اهل روم بود و بر پيشانىاش نگاشته شده بود « المبتلى الصابر » . نسب او را اين گونه گفته‌اند : ايوب بن اموصى بن رازخ بن روم بن عيص بن اسحاق بن ابراهيم ، مادرش از فرزندان لوط بن هاران بود . ايوب در روستايى در پيرامون دمشق به نام « بثه » زندگى مىكرد و چهارپايان و حيوانات بسيارى داشت و پيوسته از نيرنگ‌هاى شيطان به خداوند پناه مىبرد . « 1 » تنها سه نفر به ايوب ايمان آوردند كه يكى از آنها « الفين » نام داشت كه اهل يمن بود و دو نفر ديگر « بلدد » و « صافن » نام داشتند و همشهريان ايوب بودند . وهب در روايتى طولانى درباره ستيزيدن ايوب با شيطان گويد : جبرئيل نخستين كسى است كه در عرش ، سخنان خداوند را درباره‌ى ستايش بندگان نيكوكارش دريافت مىكند و پس از آن ديگر فرشتگان نيز از اين ماجرا آگاه مىشوند و همگى بر آن بنده‌ى نيكوكار درود مىفرستند . در آغاز ابليس نيز از رويدادهاى عرش آگاه مىشد تا اينكه عيسى به آسمان هفتم رفت و از آن پس ، ابليس ديگر از حوادث آسمان چهارم به بالا آگاه نمىشد . آنگاه كه پيامبر اكرم به پيامبرى برانگيخته شد درهاى همه‌ى آسمان‌ها به روى ابليس و لشگريانش بسته شد و تنها راهى كه مانده بود اين بود كه ابليس به صداهايى كه از اسمان برمىخاست پنهانى گوش دهد تا از رويدادهاى آسمان آگاه شود كه در اين صورت نيز اهل آسمان تيرهاى آتشين را به سوى ابليس پرتاب

--> ( 1 ) . ر . ك مروج الذهب 48 .