السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

328

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

شده‌اند پرسيده خواهد شد كه چرا خود را در برابر مردان نامحرم آراستيد ؟ آنها مىگويند : چون ما زيبا بوديم . آنگاه حضرت مريم به ميان آنان مىآيد و خطاب مىآيد كه آيا مريم از شما زيباتر نيست پس چرا او گمراه نگرديد ؟ آنگاه از مردان گمراه پرسيده خواهد شد كه شما چرا به گمراهى درافتاديد ؟ آنان مىگويند : چون ما زيبا بوديم . آنگاه يوسف در ميانشان مىآيد و خطاب مىآيد كه آيا يوسف از شما زيباتر نيست پس چرا او گمراه نشد ؟ آنگاه از كسانى كه بر اثر سختىها تن به خوارى داده‌اند پرسيده خواهد شد كه آيا شما به اندازه ايوب سختى كشيده‌ايد پس چرا او از خداوند شكايت ننمود « 1 » ؟ ابو بصير از امام صادق عليه السّلام پرسيد : چرا ايوب در دنيا چنين دچار سختى شد ؟ آن حضرت فرمودند : ايوب همواره بر نعمت‌هاى الهى شكر مىكرد در آن زمان دروازه عرش به روى ابليس بسته نبود . او به عرش مىرفت و مىديد كه ايوب بر اثر شكرگزارى خداوند به چه مقامى دست يافته است . به همين سبب او به ايوب حسد ورزيد و به خداوند گفت : ايوب به خاطر نعمت‌ها و رفاهى كه تو براى او فراهم ساخته‌اى شكرگزارى مىكند و اگر اين نعمت‌ها را از او بگيرى ديگر تو را سپاس نخواهد گفت . مرا به نعمت‌هاى دنيوى ايوب مسلط نما تا ببينى كه راست مىگويم . خداوند شيطان را بر نعمت‌هاى دنيوى ايوب مسلط نمود و ابليس در مدتى كوتاه هرآنچه را كه بود از ميان برد . ولى ايوب بيش از گذشته خدا را سپاس مىگزارد . شيطان مزرعه‌ها و باغ‌هاى ايوب را خاكستر نمود ولى ايوب اعتراضى نكرد سپس بيمارى سختى را بر او مسلط ساخت ؛ آنچنان‌كه چرك و زخم همه بدنش را فراگرفت . برخى روايات نيز اشاره دارند كه كرم ، بدن ايوب را فراگرفته بود [ هرچند اين مطلب قابل پذيرش نيست ] . بدن ايوب چنان بدبو شده بود كه مردم را مىآزرد ، و او را در خرابه‌اى در بيرون شهر رها كردند و همسر ايوب كه رحمت نام داشت براى رفع نيازهايشان صدقه جمع مىكرد . ابليس با ديدن شكيبايى ايوب در شگفت ماند و بر آن شد تا راز شكيبايىاش را دريابد . او كسانى را فريفت و آنان بر شترانى خاكسترى سوار

--> ( 1 ) . روضه كافى ص 228 .