السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
326
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
« وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ « 2 » « 1 » و ايوب را ياد كن آنگاه كه پروردگارش را خواند كه مرا سختى و گزند رسيده و تو مهربانترين مهربانانى پس او را اجابت كرديم و سختى و گزندى كه براى او بود برداشتيم و خاندانش را با آنها به او بازداديم تا بخشايش باشد از نزد ما و تا يادبود و پندى براى پرستندگان باشد » . « و بنده ما ايوب را ياد كن آنگاه كه پروردگار خويش را خواند كه شيطان مرا رنجورى و عذاب رسانده است . او را گفتيم . پاى خود بر زمين بزن [ پس پاى بر زمين زد و چشمهاى پديد آمد و به او گفتيم : ] اين آبى است خنك براى شستوشوى كه خود را بشويى [ و آشاميدنى خنك بنوشى ] . طبرسى گويد : « أنّى مسّنى الضّرّ » . يعنى مرا به سختى افكنده است . ايوب اين جمله را از آن جهت گفت كه خداوند سختىاش را پايان دهد . « 3 » تفسير آيه چنين است كه مقصود همان نهايت سختى است و برخى نيز آن را به وسوسه شيطانى تفسير نمودهاند . برخى مىگويند كه مقصود از آيه ، عذابى طولانى است كه از رحمت الهى تهى خواهد بود . گروهى بر اين عقيدهاند كه رنج و بيمارى ايوب به خاطر اين بود كه او در آغاز ، خداوند را سپاس مىگفت و خداوند او را آزمود . گفتهاند كه ايوب چنان بيمار شد كه مردم از او فاصله گرفتند و شيطان مردم را وسوسه نمود كه ايوب آلوده است و او را طرد كنيد و همسرش را در ميان خود نگه داريد . ايوب از رفتار مردم بسيار آزرده گشت ولى پيوسته شكيبايى ورزيد و هرگز لب به اعتراض نگشود . قتاده گويد ايوب هفت سال بيمار شد .
--> ( 1 ) . سوره انبياء / 83 و 84 . ( 2 ) . سوره ص / 41 الى 44 . ( 3 ) . مجمع البيان ج 4 ص 94 .