السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
315
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
برخى هرچند يوسف را از پيامبران الهى مىدانند ولى او را به انجام زنا متهم مىكنند . فخر رازى درباره اين آيه مىگويد : اين آيه از مهمترين شبهاتى است كه بايد به آن پرداخت . بحث دربارهء اين آيه به سه بخش تقسيم مىشود ؛ بخش اول : آيا يوسف گناهى مرتكب شده است يا نه ؟ گروهى همچون واحدى بر اين باورند كه يوسف همان آغاز قصد زنا با زليخا را داشته است و تنها زمانى كه برهان پروردگارش را ديد شهوتش فرو نشست . همچنين واحدى روايت نموده كه امير مومنان على عليه السّلام فرمودهاند : هنگامى كه زليخا خواهان يوسف شد يوسف در ميان پاهاى زليخا نشست و پيراهنش را از تنش درآورد و آنگاه به عزيز مصر گفت : اين براى آن است كه عزيز بداند من در نهان به او خيانت نكردهام » . جبرئيل فرود آمد و گفت آيا فراموش كردى كه مىخواستى با زليخا زنا كنى در اين هنگام يوسف گفت : « وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ؛ « 1 » من خويشتن را بيگناه نمىشمارم » . گروه دوم علمايى هستند كه مىفرمايند : يوسف از هرگونه عمل حرامى به دور است ؛ چرا كه او پيامبر است و مقام عصمت را داراست . دلايل اين گروه چنين است : خيانت در امانت از گناهان كبيره است و نيكى را نمىتوان با كردار زشت پاسخ گفت و چنين كارى جز خوارى و رسواى چيز ديگرى را به همراه ندارد . اگر كودكى در خانوادهاى به گونهاى شايسته تربيت يابد و پس آنگاه از نعمتدهندهاش روى گرداند و زشتترين اعمال را انجام دهد همه انسانها از چنين كسى روى مىگردانند ، پس چگونه ممكن است يوسف كه پيامبرى است كه معجزههاى فراوانى دارد به چنين عملى دست زده باشد همچنانكه خداوند نيز به اين نكته اشاره فرموده است كه « كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ » . دليل دوم : اگر بگوييم كه آيهى 24 سوره يوسف دلالت دارد كه يوسف
--> ( 1 ) . سوره يوسف / 53 .