السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
314
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
مصر دستيابىاش به اين مقام يك سال به تاخير افتاد . « 1 » جابر روايت نموده كه امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : روزى يعقوب از شدت اندوه نزد عابدى رفت و از او كمك خواست . هنگامى كه يعقوب از خانه عابد بيرون مىرفت خداوند بر او وحى فرستاد كه چگونه به بندهاى مانند خود پناه بردى ؟ يعقوب در همان آستانهى در به سجده افتاد و از خدا آمرزش خواست و با خود پيمان بست كه از اين پس از هيچ بندهاى كمك نگيرد . پس از آن يعقوب در زندگىاش شكوه اى ننمود و تنها به فرزندانش شكوه نمود « قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ » . محمد بن اسماعيل در روايتى مرفوع گفته است : يعقوب بوى پيراهن يوسف را از فاصله ده روز استشمام مىكرد ، چرا كه او در بيت المقدس زندگى مىكرد و يوسف در مصر بود . « 2 » در روايت آمده است كه هنگامى كه يوسف از دنيا رفت پيكرش را در تابوتى از مرمر نهادند و در اعماق رود نيل به خاك سپردند ؛ چرا كه مردم مصر به خاطر بركتى كه در يوسف ديده بودند هرقومى مىخواست كه پيكر يوسف را در سرزمين خود به خاك سپارند تا آبى كه از روى تابوت مىگذرد سرزمينهاى آنان را سيراب كند و بركت و حاصلخيزى را به همراه آورد . تابوت يوسف پيوسته در رود نيل بود تا اينكه هنگامى كه موسى مىخواست با بنى اسرائيل از مصر خارج شود آن تابوت را نيز با خود برد « 3 » مفسران درباره آيهى « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ » . « 4 » و هرآينه زن [ زليخا ] آهنگ او [ يوسف ] كرد و اگر نه آن بود كه يوسف برهان پروردگارش را ديد آهنگ زليخا كرده بود » ، نظرات مختلفى وجود دارد ؛
--> ( 1 ) . مجمع البيان ج 3 تفسير سوره يوسف ايه 55 . ( 2 ) . تفسير عياشى ج 2 ص 194 . ( 3 ) . مجمع البيان ج 3 ص 408 . ( 4 ) . سوره يوسف / 24 .