مهدى عبداللهى

61

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

جلوگيرى از آب و جسارت عبيداللَّه ازدى عمر سعد پانصد سوار به فرماندهى عمرو بن حجاج فرستاد تا در كنار شريعه مستقّر شوند و ميان آب و امام حسين عليه السلام و اصحابش مانع شوند و نگذارند يك قطره از آب بردارند . اين جريان سه روز قبل از شهادت امام عليه السلام بود . در اين حال عبيداللَّه بن حصين ازدى - كه از تيره بجيله به شمار مىرفت - بانگى بلند برداشت كه : اى حسين ! اين آب را مىبينى كه به رنگ آسمان است . سوگند به خدا قطره‌اى از آن نمىچشى تا از عطش جان سپارى . امام حسين عليه السلام عرضه داشت : « خداوندا ، او را از عطش بكش و هرگز نيامرز . » « 1 » حميد بن مسلم - گزارش‌گر اخبار كربلا - مىگويد : سوگند به خدا بعد از اين جريان او را در حالت مريضىاش عيادت كردم آن قدر آب مىخورد تا شكمش پر مىشد بعد آب را برمىگرداند و فرياد مىزد : العطش العطش دوباره آب مىخورد تا شكمش آماس مىكرد ولى سيراب نمىشد ، او بدين حال بود تا جان سپرد و به هلاكت رسيد . « 2 » ملاقات عمر سعد و امام عليه السلام در كربلا امام حسين عليه السلام عمر و بن قرظهء انصارى را به سوى عمر سعد فرستاد و پيام داد كه شب هنگام ميان دو لشكر گاه مرا ديدار كن . عمر سعد با قريب بيست سوار و امام عليه السلام نيز با همين تعداد سوار آمدند ، چون به

--> ( 1 ) . أللّهمّ اقتله عطشاً و لا تغفر له أبداً . ( 2 ) . الارشاد : 2 / 87 .