مهدى عبداللهى
32
ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )
و گفت : نامهاى براى حسين عليه السلام بنويس كه آن نامه مشتمل بر امان باشد و وعده نيكى وصله داده باشى و او را مطمئن كنى و بخواهى كه برگردد . شايد خاطر جمع شده و برگردد و نامه را همراه برادرت يحيى بفرست كه سبب جلب اطمينان باشد و بداند كه در اين كار جدّى هستى . عمر و بن سعيد گفت : تو آنچه مىخواهى بنويس و بياور تا من مهر كنم عبداللَّه جعفر چنين نوشت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم . از عمرو بن سعيد به حسين بن على . اما بعد ، از خدا مىخواهم تو را از آنچه موجب هلاكت است بازدارد و به راه رشد هدايت كند . به من خبر رسيده كه به سوى عراق روانه شدهاى ، من تو را از تفرقه و جدايى بر حذر مىدارم و مىترسم كه موجب كشته شدن تو گردد . عبداللَّه بن جعفر و يحيى بن سعيد را به سوى تو فرستادم ، همراه ايشان به سوى من بازگرد كه در پيش من در امان خواهى بود و از صله ، نيكى و حسن جوار برخوردار خواهى گشت . خدا بر اين امر گواه ، كفيل ، ناظر و وكيل است . عبداللَّه نامه را پيش عمروبن سعيد برد و او نامه را مهر كرد و عبداللَّه همراه يحيى در پى امام رفته و نامه را به آن حضرت رساندند . حضرت در جواب چنين نوشت : « اما بعد ؛ كسى كه به سوى خداى عزّوجلّ فرا مىخواند و عمل نيك انجام مىدهد و مىگويد من از مسلمانانم ، از خدا و رسولش جدا نمىشود ، تو دعوت به امان و برّ وصله كردهاى ، بهترين امان ، امان خداست و به خدا ايمان نياورده است كسى كه از او در دنيا نترسد . از خداوند خوف در دنيا را خواستاريم تا موجب امان در روز قيامت شود و تو با اين نامه اگر قصد صله و نيكى داشتى در دنيا و آخرت مأجور باشى والسلام . » « 1 »
--> ( 1 ) . اما بعد فإنّه لم يشاقق اللّه و رسوله من دعا إلى اللّه عزّوجلّ و عمل صالحاً و قال إنّني من المسلمين و قد دعوت إلى الأمان والبرّ والصّلة ، فخير الأمان أمان اللّه و لن يؤمنَ اللّه يوم القيامة من لم يخفه فى الدنيا فنسأل اللّه مخافة في الدنيا توجب لنا أمانة يوم القيامة ، فإن كنت نويت بالكتاب صلتي و برّي فجزيت خيراً فى الدنيا والأخرة والسلام .