مهدى عبداللهى

33

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

عبداللَّه و يحيى پيش عمرو بن سعيد برگشته و گفتند نامه را رسانديم و تلاش كرديم و ليكن از جمله عذرهايى كه حسين عليه السلام بيان داشت اين بود كه گفت : « من رسول خدا را در عالم رؤيا ديدم كه دستورى به من داد و من بايد آن را اجرا كنم چه به ضرر من باشد و چه به نفع من . » « 1 » ما گفتيم : آن خواب چيست ؟ فرمود : « به كسى نگفته‌ام و نخواهم گفت تا پروردگار خود را ملاقات كنم . » « 2 » ملاقات امام عليه السلام و فرزدق شاعر فرزدق مىگويد من در سال 60 همراه مادرم به حجّ رفتم ، و در حالى كه شتر مادرم را مىراندم وارد منطقه حرم شدم كه ناگهان با امام حسين عليه السلام مواجه شدم كه از مكّه بيرون آمده بود و شمشيرها و سپرها را نيز به همراه داشت پرسيدم اين قافلهء كيست ؟ گفتند : مربوط به حسين بن على عليهما السلام است . به حضورش رفتم سلام كرده و گفتم : خداوند خواسته و آرزويت را در آنچه دوست دارى عطا كند ، پدرم و مادرم فدايت اى فرزند رسول خدا ! چه چيزى سبب شتاب تو در اعمال حج گرديد ؟ فرمود : « اگر عجله نمىكردم بازداشت مىشدم . » « 3 » سپس سؤال كرد : « تو كيستى ؟ » گفتم مردى از عرب - سوگند به خدا بيش از اين پرس و جو نكرد - آن گاه فرمود : « از حال مردمى كه پشت سر گذاشته‌اى خبر بده . » « 4 » گفتم از شخص آگاهى سؤال كردى ، دلهاى مردم با تو و شمشيرهايشان عليه تو است . قضا هم از آسمان نازل مىشود و خدا آنچه را بخواهد انجام مىدهد .

--> ( 1 ) . إنّي رأيت رؤيا فيها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم و امرت فيها بأمر أنا ماضٍ له عليّ كان أولي . ( 2 ) . ما حدّثت أحداً بها و ما أنا محدث بها حتّى ألقي ربّي . الطبري : 4 / 291 . ( 3 ) . لو لم أعجل لأخذت . ( 4 ) . أخبرني عن الناس خلفك .