مهدى عبداللهى

153

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

را دور دانستيد . پس بر او هجوم برده وى را به قتل رسانديد . اكنون كشندگان او را به ما تسليم كن تا قصاص كنيم ؛ و اگر مىگويى تو نكشته‌اى پس از كار مردم كناره‌بگير تا خودشان شور كنند و كسى را به اجماع براى ولايت خود برگزينند . علّى عليه السلام فرمود : مادر برايت مباد ! ولايت وكناره‌جويى از آن و دخالت در اين كار به تو ارتباطى ندارد . ساكت شو . جايگاه تو اينجا نيست و اين امور به تو نيامده است . حبيب برخاست وگفت : سوگند به خدا مرا در جايى كه دوست ندارى خواهى ديد . على عليه السلام فرمود : تو كاره‌اى نيستى هر چند نيرو ولشكرت را هم فراهم كنى ! برو آنچه از دستت برمىآيد انجام بده . شرحبيل بن سمط گفت : من نيز اگر صحبت كنم همانند سخنان رفيقم را خواهم گفت ، آيا براى من غير از اين جوابى دارى ؟ على عليه السلام فرمود : غير از جوابى كه به او دادم جوابى براى تو ورفيقت دارم . پس ، حمد و ثنا به جا آورد و گفت : امّا بعد ، همانا خداوند ، پيامبر صلى الله عليه و آله را مبعوث كرد و به وسيله او مردم را از گمراهى نجات بخشيد و از هلاكت دور كرد وجدايىها را به هم پيوست . آن گاه خداوند او را به سوى خود پذيرفت در حالى كه حضرتش وظيفه