السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

96

فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى )

حفظ حرمت والدين پس از مرگ آنها فرزندى كه حرمت والدين خود را - پس از مرگ آنها - حفظ مىكند 74 - در ميان بنى اسرائيل مرد دانايى زندگى مىكرد كه مال و ثروت فراوانى داشت . او داراى دو همسر بود . يكى از همسران او زنى شايسته . و ديگرى زنى ناشايسته بود . آن مرد از همسر شايستهء خود يك فرزند پسر داشت كه در دانايى و كمال شباهت بسيارى به پدر خود داشت . و از زن ناشايستهء خود . دو پسر داشت . كه آن دو پسر - در ناشايستگى - شبيه مادر خود بودند . اين مرد دانا در هنگام مرگ خود وصيّت كرد و گفت : دارائى و ثروت من - فقط - متعلّق به يكى از فرزندانم مىباشد . و پس از آنكه آن مرد از دنيا رفت . بين فرزندان او اختلاف افتاد . زيرا هر كدام از آنها مىگفتند : دارائى و ثروت پدر متعلّق به من است . و به همين جهت بين آنها نزاع و درگيرى پيدا شد . و براى رفع اختلاف و نزاع مجبور شدند تا به نزد قاضى رفته تا او بين آنها قضاوت نمايد و معين نمايد كه آن مال و ثروت متعلّق به كداميك از سه برادر است . قاضى به آنها گفت : راه حلّ اين مشكل آن است كه شما به طرف قبر پدر خود برويد . و جسد پدر را از قبر بيرون بياوريد و استخوانهاى پدر را بسوزانيد .